نقد پانترکیسم، و ترک گرائی در ایران

فرهنگ سازی بر بستر واقعیت های تاریخی

در آستانه صدمین سالگرد نسل کشی ارامنه به دست ترکان عثمانی

از نسل کشی ارامنه چه می دانید؟ + تصاویر
در صدمین سالگرد این واقعه؛

از نسل کشی ارامنه چه می دانید؟ + تصاویر

دولت عثمانی و ترک های جوان در خلال سال های 1915 تا 1923 مبادرت به یک نسل کشی فجیع نمودند که در آن یک میلیون و پانصد هزار ارمنی به فجیع ترین اشکال ممکن کشته شدند.

گروه بین الملل فرهنگ نیوز: صحبت از نسل کشی ارامنه در خلال جنگ جهانی اول در قلمرو امپراطوری عثمانی همچنان یکی از مناقشه هایی لاینحل جامعه بین المللی است، مناقشه ای که هر از گاهی و به ویژه در سالگرد این واقعه بر تنش های منطقه ای و بین المللی میان دولت ترکیه و دولت ارمنستان در کنار متحدینشان می افزاید.

در جدیدترین این تنش ها و در آستانه سالروز آنچه کشتار ارامنه در عثمانی خوانده می شود (4 اردیبهشت) پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان به اظهار نظر در این رابطه پرداخته است، صحبت هایی که بلافاصله با واکنش مقامات آنکارا مواجه شده و احتمالا آغازگر دور جدیدی از یک بحران منطقه ای میان ترک ها و ارامنه خواهد بود.

سه تراژدی عظیم

پاپ فرانسیس رهبر مسیحیان کاتولیک جهان در آستانه یادبود صدمین سالگرد کشتار ارمنی‌ها این رویداد را «نخستین نسل‌کشی قرن بیستم» توصیف کرد.

پاپ فرانسیس کشتار ارامنه را نخستین نسل کشی قرن بیستم توصیف کرده است

پاپ فرانسیس که از روزهای نخستین سکونتش در آرژانتین، ارتباطات مستحکمی با جامعه ارمنیان داشته است از گفته های پیشینش در این باره دفاع کرده و بیان داشته است که این وظیفه اوست که یاد مردان، زنان، کودکان، روحانیون و کشیش‌هایی را که بی دلیل به دست ترک‌های عثمانی کشته شدند، گرامی بدارد.

رهبر کاتولیک‌های جهان افزوده است که «پرده‌پوشی و کتمان پلیدی مثل این است که یک زخم خونین را بدون مرهم نهادن بر آن به حال خود رها کنیم». پاپ این گفته‌ها را در آغاز نیایش روز یک‌شنبه در کلیسای سن پیتر و در مراسم یادبودی که ارمنی‌های کاتولیک به این مناسبت تدارک دیده بودند، بر زبان آورد.

رئیس جمهور ارمنستان از سخنان پاپ تقدیر کرده است

پاپ در این مراسم گفت که بشریت در قرن گذشته سه تراژدی عظیم و بی سابقه را پشت سر گذشته است. وی نسل‌کشی ارامنه را اولین آن تراژدی ها خواند و از جنایات مرتکب شده توسط نازی ها و استالین به عنوان دیگر تراژدی های عظیم قرن پیش نام برد و گفت که نسل کشی های دیگری پس از آنها در کامبوج، رواندا، بروندای و بوسنی روی داده است.

سرژ سرکیسیان رئیس جمهور ارمنستان از این اظهارات استقبال کرد و گفت سخنان پاپ حامل پیامی موثر برای جامعه جهانی است.

خشم میراث بران مرد بیمار اروپا

مقامات ترکیه امروزی از زمان فروپاشی امپراطوری عثمانی تا به امروز همواره خود را میراث بر این مرد بیمار اروپا (لقب عثمانی) دانسته اند و نسبت به موضع گیری سایر دول و جوامع نسبت به آن امپراطوری با حساسیت برخورد نموده اند، به ویژه اگر صحبت از وقایع سال های پایانی عثمانی، اقدامات ترکان جوان و نسل کشی ارامنه در میان باشد.

رهبران امروز ترکیه نیز به مانند اسلافشان نسل کشی ارامنه را انکار می نمایند

دولت عثمانی از زمان آغاز (1453 میلادی) تا پایان حیاتش همواره توسط ترک ها اداره شده و بر عمده قلمرو خاورمیانه و شرق اروپا استیلا داشته است. اوج قدرت نمایی سلاطین عثمانی به سال های حکمرانی شاهانی چون سلطان سلیمان قانونی و سلطلان سلیم باز می گردد که در آن عثمانی ها تا دروازه های وین و در آستانه فتح رم پیش رفتند. علاوه بر متصرفات عثمانی ها در شرق اروپا که شامل سرزمین هایی نظیر بالکان امروزی می شود، آنها قاطبه شمال آفریقا، حجاز، شامات و مناطقی از قفقاز را نیز تحت سیطره خویش داشتند. گذر زمان موجب تضعیف روزافزون عثمانی ها و از دست رفتن بخشی عمده ای از قلمرو این امپراطوری شد. بنابر آن چه در تاریخ نگارش شده است، دول استعمارگر غربی به ویژه بریتانیا و فرانسه در کنار روس ها همواره عثمانی را بسان رقیبی قدرتمند تلقی کرده و در تلاش برای تضعیف آن گام برداشته اند، امری که نهایتا و در ابتدای قرن بیستم محقق شده و این امپراطوری رو به زوال را در خلال جنگ جهانی اول از هم پاشاند. فروپاشی عثمانی موجب ایجاد نظم نوینی بر مبنای خواسته های فاتحان جنگ اول جهانی در منطقه خاورمیانه شد، نظمی که زمینه شکل گیری کشورهای جدیدی را فراهم ساخت.

آتاتورک اولین رئیس جمهور ترکیه نوین در کشتار فجیع ارامنه پس از فروپاشی عثمانی دخیل بوده است

نکته حائز اهمیت در این باره آن که در طول یک سده پایانی حکومت عثمانی، دشمنان این امپراطوری سرمایه گذاری بالایی را بر قومیت های دینی و نژادی آن گماردند تا به واسطه حمایت از آن ها زمینه استیصال ترک های حاکم بر سراسر این امپراطوری را فراهم آورند. آشوری ها، ارمنی ها، عرب های مسلمان، یهودی ها، کردها، یونانی ها، علوی ها و سایر اقوام موجود در این امپراطوری در طول قرن ها از قدرت به دور مانده و زیر سایه ترک های حاکم قرار داشته اند. قدرتمندان گینی با طرح پیشنهاداتی مبنی بر ارائه استقلال به این اقلیت ها و قومیت ها پس از فروپاشی احتمالی عثمانی توانستند زمینه نظر مساعد آنها در این باره را جلب نمایند، کما این که یهودیان در سال های پایانی عثمانی و در خلال جنگ جهانی اول به مقابله با عثمانی پرداخته و مزد کار خویش را در کمتر سه دهه پس از آن با تاسیس رژیم صهیونیستی و با حمایت رژیم سلطنتی بریتانیا دریافتند.

قلمرو عثمانی در سال های اوج این امپراطوری

فارغ از مطامع بیگانگان، ترک ها با قبضه قدرت در طول قرن ها عملا زمینه تبعیض و ناعدالتی را در سطح جامعه فراهم آوردند که این امر زمینه گسست در جامعه را فراهم آورد. ارمنی ها به عنوان بخش بزرگی از جامعه عثمانی همواره نسبت به سیاست های رژیم حاکم معترض بوده و به مقابله با آن پرداخته اند، که نهایتا و در سال های پایانی حکمرانی عثمانی و ابتدای شکل گیری حکومت ترکان جوان به جنگ خونینی میان ترک ها و ارمنی ها منجر شد.

غارت و ویرانی شهر ارمنی نشین آدنا یک سال پس از به قدرت رسیدن ترک های جوان

رهبران امروزین ترکیه به ویژه حزب حاکم عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان که رویای احیای این امپراطوری را در سر می پروراند نسبت به هرگونه موضع گیری در رابطه با سیاست خشونت آمیز عثمانی در قبال ارمنی ها در آن واقعه حساس بوده و بلافاصله نسبت به آن واکنش نشان می دهند، واکنش هایی که گاها به قطع روابط آنکارا با برخی از دول منجر شده است.

سخنان روز گذشته پاپ با واکنش شدید رهبران ترکیه مواجه شده است

اظهارات پاپ و استفاده از واژه نسل کشی در خصوص کشتار ارامنه، آنکارا و دولت اردوغان را یک صد سال پس از گذشت این رویداد شوکه کرده است. ترکیه در اولین اقدام سفیر واتیکان در آنکارا را احضار کرده و سفیر خود را از رم فراخوانده است.

کشتار دسته جمعی ارمنی ها توسط ترکان عثمانی

وزیر خارجه ترکیه در این باره گفته است که از این اظهارات احساس یاس و غم می کند و گفت باعث مشکل اعتماد میان آنها خواهد شد. مولود چاوش اغلو در پیامی در توییتر نوشت:‌ «بیانیه پاپ، که فاصله زیادی از واقعیت تاریخی و حقوقی دارد، قابل قبول نیست». او اضافه کرد:‌ «مقام های مذهبی نباید براساس ادعاهای بی پایه به تشویق انزجار و نفرت بپردازند

کشتار سفید

نسل‌کشی عبارت است از هرگونه اقدام و مبادرت جهت نابودی و حذف فیزیکی بخش یا کلیت گروهی نژادی، قومی، ملی، مذهبی، ایدئولوژیکی. اولین تعریف قانونی این عمل در بیانیه سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ حول « جلوگیری و مجازات جرم نسل کشی » شکل گرفت.

بند دوم این بیانیه تصریح می‌کرد که هرگونه اقدام به نابودی کل یک گروه نژادی، ملی، مذهبی مانند کشتار دسته جمعی یک گروه خاص، ایجاد لطمات روانی و جسمانی بر یک گروه خاص، ضربه زدن تعمدی به افراد یک گروه خاص، تحمیل معیارهایی برای جلوگیری از تولد فرزندان آنها، جا به جایی اجباری فرزندان گروه‌ها به یکدیگر، طرح ریزی برای آسیب رساندن به گروهی خاص و ... همه از مصداق‌های بارز نسل کشی می‌باشند.

سربازان ترک در کنار جمجمه های قربانیان ارمنی

نسل کشی ارمنی ها که گاها از آن به عنوان هلوکاست ارامنه یاد می شود به نابودی عمدی و از پیش برنامه‌ریزی شده جمعیت ارمنی ساکن سرزمین‌های تحت کنترل امپراتوری عثمانی در خلال و درست پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی) توسط دولتمردان عثمانی و رهبران قیام ترکان جوان اطلاق می‌شود. عملیات های فوق در قالب کشتارهای دسته‌جمعی و نیز تبعیدهای اجباری در شرایطی که موجبات مرگ تبعیدشدگان را فراهم آورد، انجام می‌پذیرفت، از این سبک کشتار امروزه به عنوان کشتار سفید نام برده می شود.

تبعید ارمنی ها از ارزروم، ویکتور پیت شمن (عکاس اتریشی)

 امروزه تعداد کل قربانیان نسل‌کشی ارمنیان به طور عام بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شده‌است. در طی این دوران دیگر گروه‌های قومی منطقه، از جمله آشوریان و یونانیان، نیز به طریقی مشابه مورد حمله ترکان عثمانی قرار گرفتند به گونه‌ای که برخی از محققان این رویدادها را نیز بخشی از همان سیاست نابودسازی قومی دولت‌مردان ترک دانسته‌اند. امروزه این رویداد به طور گسترده به عنوان یکی از اولین نسل‌کشی‌های قرن بیستم شناخته می‌شود.

محل اقامت آوارگان ارمنی تبعید شده به سوریه

در این رخداد هولناک علاوه بر دستگیری و اعدام ارمنی‌ها، جمعیت بسیار زیادی از مردان، زنان و کودکان ارمنی از خانه و کاشانه خود تبعید، بدون هیچ دسترسی به آب و غذا به قصد مرگ وادار به راهپیمایی در مسیرهای طولانی و بیابانی شدند. تجاوز و آزار و اذیت جنسی قربانیان توسط نیروهای متخاصم در طول تبعید به دفعات گزارش شده‌است.

اجساد زنان و کودکان قربانی نسل کشی ارامنه

سیاست حاکمان  ترکیه با رهبری مصطفی کمال پاشا (آتا تورک) در ابتدای قرن با گرایشهای پان ترکیسم گره خورده بود و رویای امپراتوری بزرگی در سرزمینهای ترک نشین و برتری جویی مذهبی و قومی در بین مقامات امپراطوری عثمانی به وفور قابل مشاهده بود. فرصتی که به دلیل جنگ جهانی اول ایجاد شده بود زمینه کشتاری برنامه ریزی برعلیه ارامنه در سال 1915 شد .کشتاری به روایتی به قتل و عام یک و نیم میلیون ارمنی و آزار،کوچ اجباری و بیگاری از ارامنه انجامید.

یکی از کودکان گرسنه ارمنی در اردوگاهی در حلب سوریه

پژوهشگران بر این باورند که رهبران ترک های جوان جهت تحقق ایده های خود تصمیم گرفتند که زمینه تبعید و مرگ 1750000 هزار ارمنی ساکن در ترکیه امروزی را فراهم آورند، به باور آن ها ارمنی ها نقش بسزایی در ایجاد خدعه و نیرنگ بر علیه ترک ها ایفا نموده اند لذا می بایست زمینه انتقال آنها به بین النهرین و ترکیه امروزی را فراهم آورد. به واقع با خلع سلطان عبد الحمید از قدرت و پیروزی انقلابیون در سرزمین های امپراطوری عثمانی، رهبران انقلاب نسبت به شعار اتحاد و برابری  پایبند نمانده و تعبیر خود از این شعار را حل شدن سایر اقوام و نژادها در نژاد ترک دانستند. به همین جهت، راجع به حقوق داخلی – قومی ساکنان غیر ترک به هیچ وجه حاضر به گفتگو نبودند و به عکس، با خشونتی که یادآور اعمال سلطان عبدالحمید (آخرین پادشاه عثمانی) بود شروع به سرکوب اعتراضات مردمی نمودند. آتاتورک رهبر ترکان جوان از همان اوایل ایجاد نظام جمهوری با مهاجرت دادن اتراک بلغار و یوگسلاوی به مرزهای شرقی آناتولی برای تقویت ترک‌های آن نواحی پروژه خویش را عملی کرد. وی هزاران ترک را از بلغارستان و یوگسلاوی به منظور ترکی سازی این مناطق در این نواحی اسکان داد تا هم حامی ترکان آن نواحی باشند و هم ضریب امنیتی مرزهای شرقی را در برابر ارمنیان بالا ببرند.

مصطفی کمال پاشا معروف به آتاتورک رهبری نسل کشی ارمنی ها را در مقاطعی بر عهده داشته است

به واقع سیاست ارمنی ستیزی در آناطولی قریب به هشت سال تداوم داشت (1915 تا 1923) و از انتهای سال های حکمرانی پادشاهان عثمانی آغاز گشت و بعدها توسط رهبران ترکیه نوین تداوم یافت. دکتر ناظم عضو کمیته مرکزی حزب اتحاد و ترقی (حزب ترکان جوان) در این باره می گوید: « بگذار عناصر غیر ترک از هر ملیت و دینی که هستند، نابود شوند، این کشور را باید از عناصر غیر ترک پاک کرد. »

بهاءالدین شاکر، یکی از اعضاء کمیته مرکزی ترکان جوان و یکی از سردستگان تشکیلات مخصوصه که نقش بسزایی در وقوع این نسل کشی دارد در نامه ای خطاب به کمال بیگ، نماینده مخصوص اتحاد و ترقی در آدانا چنین می نویسد: « این کمیته همواره برای پاک کردن میهن از این قوم ملعون (یعنی ارمنیان) بدنام آماده است. عزم ما بر این است که دست هایمان را از شر این لکه ننگ که سراسر تاریخ عثمانی را آلوده کرده است، پاک کنیم.»

زن ارمنی در کنار کودکش که بر اثر گرسنگی جان داده است (حلب سوریه)

در ۲۴ آوریل ۱۹۱۵، بین ۲۳۵ تا ۲۷۰ نفر از متفکران، نویسندگان، رهبران، و سیاست‌مداران ارمنی از جمله دانیل واروژان، سیامانتو و روبن سواک در استانبول دستگیر و پس از انتقال به کشتارگاه‌ها بطرز فجیعی به قتل رسیدند. همچنین در همان روز حدود ۵۰۰۰ نفر از ارمنی‌های بی دفاع را در استانبول به کشتارگاه فرستادند که این سرآغاز قتل‌عام دسته جمعی مردم بی دفاع ارمنی بود به ویژه مردانی که به‌عنوان سرباز در پشت جبهه به بیگاری کشیده شده بودند.

تعدادی از مشاهیر ارمنی که در استانبول به قتل رسیدند

در تلگراف طلعت پاشا در سپتامبر 1915 به والی حلب دستور داده شد که همه باید از بین بروند حتی به کودکان نیز نباید رحم بکنند. بچه ها را یا در رودخانه می انداختند یا  در خاک دفن می کردند، با قمه زنان آبستن را از بین می بردند. دخترها را یا حراج می کردند و یا می کشتند.  ساکنین بی دفاع را زنده زنده در اتاق دربسته به آتش میکشیدند

نمونه ای از تلگراف های محرمانه طلعت پاشا مبنی بر قتل دسته جمعی ارامنه

برخی محققین در رابطه با چرایی این اقدام سران ترکان جوان دلایل متعددی را ذکر نموده اند. به باور آنها حضور ارمنی ها هم چون دیواری حائل در میان ترکان موجود در آسیای صغیر با ترک های قفقاز و آسیای میانه مانع از اتصال جوامع ترک شده است و این امر دهه ها ذهن رهبران ترک را به خویش مشغول ساخته است. به باور آنها وقوع جنگ جهانی اول و سکوت سایر ملل شرایط مساعدی را برای انقلابیون جوان مهیا ساخت تا به خواسته ی دیرین خویش دست یابند. شماری دیگر از محققان در پی طرح مباحث مذهبی در این رابطه اند و تفاوت دینی طرفین را یکی از دلایل کشتار ارمنی ها توسط ترک ها می پندارند، مبحثی که به دلیل بی تعهدی رهبران انقلاب به امور دینی دور از ذهن به نظر می رسد.

دو نفر از سه رهبر ترک های جوان انور پاشا (وسط) همراه با جمال پاشا (سمت راست) در سفر به اورشلیم در سال 1915

نابودی ملت ارمنی توسط دولت وقت ترکیه (ترکان جوان) به شکلی دقیق و محرمانه طرح ریزی و اجرا شد. در راس این طرح محمد طلعت پاشا وزیر کشور، اسماعیل انور (انور پاشا) وزیر دفاع و احمد جمال پاشا وزیر دریاداری ترکیه قرارداشتند که از اعضای حزب اتحاد و ترقی بودند. اینان برای پیشبرد هدف‌های خود به دولت آلمان وابسته شده بودند.

عکاس: هنری مورگنتاو سفیر آمریکا در ترکیه

به هر حال اسناد متعددی وجود دارد که نشان از خشونتی غیر انسانی بر علیه زنان، کودکان و ارامنه بی دفاع دارد و حتی اگر ابعاد این فاجعه را چونان که ارامنه مدعی آن هستند ندانیم حداقل می‌توانیم به این باور برسیم که شکلی از خشونت برعلیه بشر آن هم به دلیل قومیت و نژاد توسط حکومت وقت ترکیه اتفاق افتاده است. البته هیچ کس نسل امروز ترکیه یا دولت کنونی ترکیه را عامل این کشتار نمی‌داند و آنها را سرزنش نمی‌کند اما متاسفانه این فاجعه انسانی در هیچ شکلی از آن توسط دولت ترکیه تا کنون پذیرفته نشده است و  دولت مردان ترکیه چشمان خود را بر یکی از غم‌انگیرترین فجایع انسانی قرن بیستم بسته اند.

روایت ترکیه

کشتاری که توسط حکومت وقت ترکیه در سال 1915 بر علیه ارامنه صورت گرفت و با وجود مدارک و اسناد فراوان و همچنین  تایید آن در سازمان ملل  و دهها کشور دنیا تاکنون توسط دولت ترکیه رد شده است. رهبران ترکیه از زمان آتاترک تا اردوغان همگی ضمن رد کامل این نسل کشی صرفا به بیان برخی تعارضات میان اقوام آن سرزمین اشاره می نمانید که به مرگ تعداد زیادی از همه ی اقوام منجر شد.

ناسیونالیست های ترک وقوع چنین امری را افسانه می نامند

رهبران امروزی ترکیه و پان ترک ها هم چنان از هلوکاست ارمنی ها به عنوان یک افسانه یاد می کنند و با بزرگ نمایی تنش ها در قره باغ که دهه ها پس از آن واقعه رخ داده در پی متهم نمودن ارمنی ها بر آمده و در پی رد کلی این رخداد هستند. در واقعه قره باغ ارتش ارمنستان با اشغال سرزمین هایی از جمهوری آذربایجان زمینه مرگ شماری از ترک های آذری را فراهم آورد. واقعه فوق در ابتدای دهه نود میلادی قرن بیستم صورت گرفته است. منطقه قره باغ هم چنان در اشغال ارمنی ها می باشد.

طرح موضوع فوق در ترکیه ممنوع بوده و کسانی که در این رابطه اظهار نظر نمایند محکوم به زندان می شوند. اورهان پاموک نویسنده سرشناس ترک به همین دلیل محاکمه شد، وی صراحتا بیان داشته بود که « در ترکیه سی هزار کرد و یک میلیون ارمنی کشته شده‌اند در حالی که به غیر از من هیچ‌کس جرئت بیان این مطلب را ندارد. »

حسن جمال (نوهٔ جمال پاشا از طراحان کشتار ارمنیان در ترکیهٔ عثمانی)، که در میزگرد دانشمندان ارمنی و ترک در زالتسبورگ در مقام ناظر حضور یافته بود، طی مصاحبه‌ای با روزنامه ترکیه‌ای رادیکال اعلام کرد «چنانچه ترکیه اصرار دارد که در موضوع کشتار ارمنیان تاریخ را باید به تاریخ دانان واگذاشت در این صورت باید با این موضوع نیز موافقت کند که تمامی تاریخ دانان شرکت داده شوند نه تنها تاریخ دانانی که از طرف دولت نماینده شده‌اند و دارای خط فکری هم سو با دولت هستند. ترکیه نباید این حقیقت را انکار کند که نسبت به ارمنیانی که شهروندان ترکیه عثمانی محسوب می‌شدند بی عدالتی، تسویه‌های قومی، کشتار و قتل صورت گرفته است. وی با ناراحتی به این موضوع اشاره کرد که تاریخ ترکیه بر دروغ بنا شده است و مخالفان با این اندیشه دشمنان ملت قلمداد می‌شوند.»

کودکان ارمنی یتیم شده در مرزیفون 1918

روایت جامعه جهانی از یک نسل کشی

سازمان ملل متحد و بسیاری از کشورهای دنیا  کشتار ارامنه را به رسمیت شناخته و در کشورهای متعددی روزی در یادبود این واقعه وجود دارند و حتی بخشی از روشنفکران ترکیه نیز چنین واقعه ای را تایید کرده اند. اندک کشورهایی نیز که از این واقعه به عنوان یک نسل کشی نام نمی برند به تایید وقوع خشونت های قومی بر علیه ارمنی ها پرداخته اند.

شمار زیادی از صاحب نظران و شاهدان این وقایع از ملل گوناگون به اظهار نظر در این باره و تایید آن پرداخته اند. آرمین وگنر که نظامی آلمانی بوده و مقاطعی به همکاری با ترکیه پرداخته است در کتاب «راه بی برگشت خود» به مسیری اشاره می نماید که در آن به همراه کاروان‌های میلیونی رانده شدگان ارمنی از خانه و کاشانه خود قدم برمی داشت و مرگ هزاران کودک و زن و مرد را با چشمان خود می‌دید. مرگ میلیون‌ها انسان بی گناهی که در راه اجرای اهداف و آرمان‌های شوم پان‌ترکیسم صورت می‌گرفت روح و جان او را آزرده می‌کرد و این تنها شاهد جنایت‌ها و آدم کشی‌های از پیش تدارک دیده و برنامه ریزی شده ترک‌های جوان و سربازان و ژاندارم‌های ترک، را بر آن می‌داشت تا اطلاعات دست اول خود را جمع‌آوری کرده و به خارج از مرزهای کشور ارسال دارد.

مرگ کودک گرسنه در خیابان های ایروان

کتاب ارمنستان سرزمین تسخیر شده از نخستین نوشته هایی است که به مقوله نسل کشی ارمنی ها پرداخته است. کتاب فوق که در نیویورک به چاپ رسیده است نوشته ی آرورا ماردیگانیان است که از ساکنین ارمنی ترکیه بوده است. وی در چهارده سالگی در حرمسراهای مقامات ترک و مردان قبایل کرد مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد و والدین، خواهر و سه برادرش را، که با بی  رحمی در جلوی چشمانش کشته می‌شوند، از دست می‌دهد.

فهرستی از اموال مصادره شده ارمنیان، ارائه شده توسط کمیسیون شهر آدانا

همزمان با قتل‌عام و اخراج ارمنیان از ارمنستان غربی در منطقهٔ شرق ترکیه فعلی در سال های۱۹۱۵ و۱۹۱۶ م، نه تنها اموال قربانیان به تاراج رفت، بلکه کلیه کلیساها و دیرها، که غیر از بناهای مذهبی، مراکز علمی و فرهنگی ارمنیان به شمار می‌آمدند و در آنها آثار فرهنگی ارزشمندی وجود داشت، غارت شدند و بیش از بیست هزار نسخه کتاب‌های دست‌نویس که قدمتی چندین صدساله و گاهی بیش از هزار سال داشتند نیز از میان رفتند.

مرده های متحرک

محمد علی جمال زاده که از او به عنوان پدر داستان نويسی معاصر ايران ياد می شود، از سال ۱۹۱۵ تا ۱۹۳۰ در برلين به سر برده است. او که در سال ۱۹۱۵ به ايران برگشته بود، پس از يک اقامت شانزده ماهه در اين کشور، دوباره راهی آلمان می شود و بر سرراه خود با کاروان آوارگان ارمنی برخورد می کند.

روزهای مسافرت جمال زاده درست برابر است با تاريخ روزهايی که منابع ارمنی از آن به عنوان ايام کشتار هم ميهنان، هم کيشان و هم نژادان خود به دست نيرو های عثمانی ياد می کنند و روز ۲۴ آوريل آن سال را آغاز اين کشتار ها می دانند.

محمد علی جمال زاده نویسنده ایرانی گزارشی از مشاهدات خود مبنی بر وضعیت فجیع ارامنه ارائه داده است

مطلب زير بخش هايی از روايت محمد علی جمال زاده از سفر خود است که در کتاب سرگذشت و کار جمال زاده چاپ شده است:

بعد از ظهری بود به جايی رسيديم که ژاندارم ها به يک کاروان از اين مرده های متحرک در حدود چهار صد نفری قدری مهلت استراحت داده بودند. مرد و زن هر چه کهنه و کاغذ پاره پيدا کرده بودند با نخ و قاطمه [ريسمان کلفت] و طناب به جای کفش به پا های خود بسته بودند، بطوريکه هر پايی مانند يک طفل قنداقی به نظر می آمد.

مرد و زن مشغول کاوش خاک و شن صحرا بودند تا مگر ريشه خار و علفی به دست آورده سد جوع [رفع گرسنگی] نمايند. زنی به من نزديک شد و دو دختر هيجده نوزده ساله خود را نشان داد که موی سر آن ها را برای اينکه جلب نظر مردان هوسباز را نکند تراشيده بودند و به زبان فرانسه گفت: اين ها دخترهای منند و دارند از گرسنگی تلف می شوند، بيا محض خاطر خدا اين دو دانه الماس را از من بخر و چيزی به ما بده که بخوريم و از گرسنگی نميريم.

خجالت کشيدم و چون آذوقه خود ما هم سخت ته کشيده بود آنچه توانستم دادم و گفتم الماس هايتان مال خودتان.

مرد مسنی نزديک شد و با فرانسه بسيار عالی گفت: من در دانشگاه استانبول معلم رياضيات بودم و حالا پسر ده ساله ام اين جا زير چشمم از گرسنگی می ميرد. ترا به خدا بگو اين جنگ [جنگ جهانی اول] کی به آخر می رسد؟

جمال زاده از خوردن محتویات شکمبه گوسفند آن هم با ولع از سوی ارمنی ها سخن می گوید

جوابی نداشتم به او بدهم ولی در دل می دانستم که با اين مردم گرگ صفت که اسم خود را اولاد آدم و اشرف مخلوقات گذاشته اند، هرگز جنگ پايان نخواهد يافت. لقمه نانی به او دادم. دو قسمت کرد يک قسمت را در بغلش پنهان کرد و قسمت ديگر را با ولع شديدی شروع به خوردن نهاد. گفت: تعجب می کنی که اين نان را خودم می خورم و به بچه ام نميدهم ولی خوب می دانم که بچه ام مردنی است و همين يکی دو ساعت ديگر و بلکه زودتر خواهد مرد و در اين صورت فايده ای ندارد که اين نان را به او بدهم و بهتر است برايم خودم نگاه بدارم.

همان روز وقتی به نزديکی آبادی مختصری رسيديم همانجا پياده شديم. آذوقه ما تقريبا تمام شده بود و هر کجا ممکن بود باز هر چه به دست می آورديم می خريديم. آن شب جايی منزل کرده بوديم که باز گروهی از ارامنه را مثل گوسفند در صحرا ول کرده بودند. ما نيز توانستيم از عرب های ساکن آبادی گوسفندی بخريم. همانجا سر بريدند و آتش روشن کرديم که کباب حاضر کنيم. همينکه شکمبه گوسفند را خالی کردند مايعی نيم سفت و سبز رنگ که بخاری از آن بلند می شد، بر زمين ريخت. بلافاصله جمعی از ارمنی ها از زن و مرد خود را به روی آن انداخته با ولع عجيبی به خوردن آن مشغول شدند.

چرایی حساسیت ترکیه؟

سوال مهمی که ممکن است ذهن بسیاری را به خود جلب نماید آن است که با وجود گذشت قریب به یک صد سال از آن واقع چرا ترکیه نسبت به هرگونه موضع گیری در راستای تایید آن واقعه این گونه برآشفته شده و اقدام به موضع گیری می نماید.

 

برگزاری یادبود نسل کشی ارمنیان (ایروان ارمنستان)

به واقع دو دلیل عمده را می توان برای این حساسیت نام برد. اول آن که به رسمیت شناختن نسل کشی ارامنه، تاریخ قهرمانانه و افتخار آمیز این کشور (ترکیه) پس از جنگ استقلال و همزمان با سقوط دولت عثمانی را زیر سوال می برد. ترک ها حاضر نیستند که مسئولیت رویدادهایی را که در گذشته رخ داده است، بر عهده بگیرند. لازم به ذکر است که مردم ترکیه بسیار ملی گرا هستند.

 

دلیل دوم آن است که به رسمیت شناختن نسل کشی از نظر قانونی مسئولیت هایی را برای دولت ترکیه در پی خواهد داشت. برای مثال ترک ها ناگزیر به پرداخت غرامت خواهند شد. ترکیه از پیش بر سر مسئله کشتار ارامنه تحت فشار قرار داشت و اظهارات پاپ بر این فشارها خواهد افزود. ماه آوریل سالگرد مراسم کشتار ارامنه است، سال جاری نیز یک صدمین سالگرد کشتار پیروان این اقلیت دینی است.


محکومیت نسل کشی ارامنه (تهران)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

تلاشی شرم آور برای پنهان کردن هولوکاست ارمنیان

تلاشی شرم آور برای پنهان کردن هولوکاست ارمنیان
رابرت فیسک * - ترجمه: آرسن نظریان

• در یک اقدام احمقانه بیسابقه، دولت ترکیه درنظر دارد سدمین سالروز حمله نیروهای متفقین به ترکیه در ۱۹۱۵ را برای سرپوش گذاشتن بر خاطره کشتارهای جمعی شهروندان ارمنی امپراتوری عثمانی، یعنی اولین هولوکاست (نسل کشی) قرن بیستم، به کاربرد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۷ بهمن ۱٣۹٣ -  ۲۷ ژانويه ۲۰۱۵



ایندیپندنت - دوشنبه، ١٩ ژانویه ٢٠١۵ - با نزدیک شدن یادواره سدمین سالگرد نبرد گالی پلی1 طی جنگ جهانی اول، سالگرد واقعه هولناک دیگری در طول همان جنگ در خطر نادیده گرفته شدن قرار گرفته است.
هنگامی که رهبران جهان، ازجمله پرنس چارلز و نخست وزیران استرالیا و نیوزلاند، به دعوت دولت ترکیه برای گرامی داشت شهدای نبرد گالی پلی در جنگ جهانی اول به این کشور سفر می کنند، ارواح یک میلیون و نیم نفر از ارمنیانی که در طی همان جنگ به دست دولت خودشان به شهادت رسیدند، آنها را همراهی خواهند کرد.

در یک اقدام احمقانه بیسابقه، دولت ترکیه درنظر دارد سدمین سالروز حمله نیروهای متفقین به ترکیه در ١٩١۵ را برای سرپوش گذاشتن بر خاطره کشتارهای جمعی شهروندان ارمنی امپراتوری عثمانی، یعنی اولین هولوکاست (نسل کشی) قرن بیستم، به کاربرد. دولت ترکیه هم اکنون به ١٠٢ کشور برای شرکت در یادواره نبرد گالی پلی در روز ٢۴ آوریل - یعنی همان روزی که ارمنیان هر سال یاد شهدای نسل کشی اجدادشان به دست دولت عثمانی را گرامی می دارند - دعوت نامه فرستاده است2.
رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه، طی اقدامی که می بایست بداند رد خواهد شد، برای آقای سرژ سرکیسیان، رییس جمهوری ارمنستان، بعد ازاینکه سرکیسیان از او دعوت کرده بود که در مراسم یادواره نسل کشی - که طبق معمول در روز ٢۴ آوریل در ارمنستان برگزار می شود- شرکت کند، برای شرکت در سالگرد گالی پلی دعوت نامه فرستاد.      

اقدام آقای اردوغان فقط یک شیطنت دیپلماتیک نیست. ترکها و هرکس دیگری خوب می دانند که پیاده شدن لشکریان متفقین در گالی پلی از روز ٢۵ آوریل - یعنی روز بعد از تاریخی که ارمنیان به عنوان آغاز نسل کشی مراسم یادبود برگزار می نمایند، شروع شد. گفتنی است که استرالیا و زلاند جدید همواره در روز ٢۵ آوریل را به عنوان سالگرد آنزاک3 برگزارکرده اند. حتی، دوسال پیش، عبدالله گل، رییس جمهور وقت ترکیه، روز ١٨ مارس ٢٠١٣ را به عنوان نودوهشتمین سالگرد جنگ بزرگ اعلام کرد - روزی که وینستون چرچیل، وزیر نیروی دریایی وقت بریتانیا، دستور بمباران شبه جزیره داردانل را صادر نمود. دو سال پیش، هیچکس در ترکیه به یاد نیآورد که ٢۴ آوریل روز این یادواره است!

واقعیت اینست که ترکها از این می ترسند که سال ١٩١۵ به عنوان سالی در افکار عمومی نقش بندد که در آن کشورشان به جنایات هولناکی علیه بشریت دست زد، جنایاتی که طی آن صدها هزار مرد و زن و کودک از دم تیغ گذشتند، زنان مورد تجاوز واقع شدند و سپس همراه کودکانشان در کاروانهای مرگی که به صحاری شرق سوریه فرستاده می شد، تلف گردیدند. طنز تاریخ تکرار این کشتارها و بی رحمی ها را در همان صحاری مرگ به ارتش نسل کش داعش به ارث گذاشته است. نیروهای داعش، حتی به بنای یادبود نسل کشی ارمنیان در دیرالزور سوریه رحم نکرده و آنرا منفجر ساختند.
انتخاب روز ٢۴ آوریل برای بزرگداشت شهدای نسل کشی برای این بوده است که در این روز نیروهای امنیتی ترک آغاز به دستگیری نخبگان جامعه ارمنی، نویسندگان، آکادمیسین ها، حقوقدانان، روزنامه نگاران، پزشکان و غیره در قسطنطنیه، پایتخت امپراتوری، نمودند.

همانند مورخان راستگرا و تجدیدنظرطلب آلمانی که منکر هولوکاست یهودیان هستند، ترکیه همواره از قبول مسئولیت دولت عثمانی برای بزرگترین جنایت علیه بشریت طی جنگ جهانی اول سرباز زده است. هولوکاست ارمنیان، که از ١٩١۵ شروع و تا ١٩١٧ ادامه یافت، توسط صدها مورخ و پژوهشگر با شهرت جهانی و بسیاری از کشورهای اروپایی تایید و شناخته شده است. فقط دولت آقای تونی بلر بود که طی یادواره جهانی هولوکاست در لندن از شناسایی کشتارارمنیان امپراتوری عثمانی به عنوان یک نسل کشی (ژنوسید) خودداری نمود.

شمار قابل ملاحظه ای از پژوهشگران شجاع ترک - که به خاطر صداقت و شهامتشان مورد بی مهری هموطنان و دولت خود واقع شده اند - اسناد و مدارک تاریخی عصر عثمانی را مطالعه نموده و ثابت کرده اند که در دوره مورد بحث از مراجع حکومتی قسطنطنیه (اکنون اسلامبول)، دستوراتی مبنی بر انهدام جوامع ارمنی به حکام و فرمانداران محلی فرستاده شده است. بعلاوه، پرفسور ایهان اختر، استاد دانشگاه بِلگی اسلامبول، مطالب زیادی راجع به شجاعت و فداکاری ارمنیانی که در ارتش عثمانی خدمت می کردند و در نبرد گالی پلی نیز علیه متفقین جنگیدند، نوشته است. ایشان، از جمله زندگی سرکیس توروسیان، افسر ارتش عثمانی را به رشته تحریر درآورده و شرح داده است که توروسیان با وجود اینکه از دولت عثمانی نشان شجاعت دریافت کرده بود، لکن، دولت حتی به والدین و خواهر چنین فردی رحم نکرد و آنها را نیز مشمول برنامه نسل کشی قرارداد. بعد از انتشار این مطالب، نظامیان و شماری از آکادمیسین های ترک، ضمن محکوم کردن پرفسور اختر، ادعا کردند که ارمنیان هیچ گاه در کنار ترکها نجنگیده اند. ژنرالهای ترک علی رغم همه اسناد و مدارک موید، ازجمله تصویر افسر یادشده در اونیفرم نظامی عثمانی، منکر وجود چنین شخصی شدند.


اما چون تیر نفی و انکار به سنگ نخورد، ترکیه اکنون داستانش را عوض کرده است. اخیرا، مولود چاوش اوغلو، وزیرخارجه ترکیه اذعان کرده است که گروههای اقلیتی دیگر، ازجمله عربها و ارمنیان، نیز در نبرد گالی پلی جنگیده اند. وی چنین اظهارداشت: ما [ترکها و ارمنی ها]، باهم در گالی پلی جنگیدیم. به این خاطر است که برای پرزیدنت سرکیسیان هم دعوت نامه فرستاده ایم...". آقای سرکیسیان در پاسخ به این دعوت به سرنوشت خانواده افسر ارمنی در ارتش عثمانی نیز اشاره نموده

و به همتای ترک خود یادآوری نمود که "صلح و دوستی در وهله اول باید متکی به شهامت پذیرفتن تاریخ خود باشد. هریک ازما موظف است تاریخ واقعی را به نسلهای آتی کشورش انتقال دهد تا از تکرار جنایات و فجایع مشابه جلوگیری و زمینه برای نزدیکی و همکاری میان ملتها، به ویژه ملتهای همجوار، آماده گردد".      

همانطور که گفته شد، ارمنیان روز ٢۴ آوریل - یعنی روزی که اتفاقی در گالی پلی نیفتاد - را به عنوان روز مراسم یادبود نسل کشی قرارداده اند، زیرا در این روزبود که برنامه نسل کشی با یورش شبانه به منازل صدها روشنفکر و نخبه جامعه ارمنی و دستگیری و حبس دسته جمعی آنها در زیرزمین مقر پلیس قسطنطنیه، سپس تبعید یا اعدام آنها، آغاز شد. اینها اولین قربانیان ژنوسید ارامنه بودند. طنز تلخ دیگر تاریخ چنان شکلی به خود گرفت که محل حبس اولین شهدای نسل کشی اکنون تبدیل به "موزه هنرهای اسلامی" - یک جاذبه توریستی - شده است که احتمالا در برنامه بازدید پرنس چارلز و میهمانان عالیرتبه دیگر نخواهد بود. روز ٢۴ آوریل درواقع آغاز دستگیریها، تعقیبها، شکنجه ها، کشتارها و تبعید ارمنیان به چهارگوشه جهان بود.
سهم پرفسور اختر، و نیز تانر آغشام، مورخ شهیر ترک، در واکاوی تاریخ ارمنیان ترکیه تقریبا بی نظیر است. اینها، به تنهایی، با پژوهشهای مستمر و پیگیرشان علی رغم فشار عظیم سیاسی و امنیتی برای ساکت کردن آنها، شمار عظیمی از هموطنانشان را وادار به بحث و گفتگو راجع به رویدادهای هولناک ١٩١۵ نمودند. براثر این آگاهی و بیداری، بسیاری از ترکها به واکاوی تاریخ خانوادگیشان پرداخته و کشف کرده اند که مادربزرگشان از ارمنیان "مسلمان شده" بوده و یا طی کشتارها، زمانی که دختر جوانی بوده اند، توسط نظامیان ترک از دست والدینشان ربوده شده اند. پرفسوراختر، هم چنین به سربازان و نظامیان ارمنی تبار دیگری که در ارتش عثمانی جنگیدند، اشاره کرده است. ستوان سورمنیان، که خاطراتش را سالها پس از مرگ توروسیان، در بیروت منتشر ساخت، یکی دیگر از افسران برجسته ارمنی در ارتش ترکیه بوده است.         

      
پرفسور اختر می گوید: "اگر شما می خواهید یاد سربازان و افسران ارمنی را که در دفاع از میهن خود (ترکیه) در ١٩١۵ جان باختند گرامی بدارید، اسقف اعظم اسلامبول را دعوت کنید. دعوت از رییس جمهور ارمنستان چه مناسبتی دارد؟ اجداد او در ١٩١۵ احتمالا در ارتش تزاری خدمت می کردند. بعلاوه، تا آنجا که می دانم، آقای سرکیسیان از اهالی قره باغ است. آقای سرکیسیان دعوت اردوغان را به حق توهینی به خود می تواند تلقی کند...".

به هرجهت، قهرمان ترک گالی پلی، کسی جز سرهنگ مصطفی کمال - بعدتر، آتاتورک، بنیانگزار دولت نوین ترکیه - نبود. لشکر ١٩ گالی پلی تحت فرماندهی این افسر، به علت تعداد زیاد عربهایی که در آن خدمت می کردند، به عنوان "لشکر حلب" مشهور بود. آتاتورک، خود در کشتارهای جمعی ارمنیان در ١٩١۵ شرکت نداشت4، اما تعدادی از نزدیکان او دستی در برنامه نسل کشی ارمنیان داشتند، واقعیتی که بر تاریخ کشور ترکیه سایه می اندازد. از طرفی، شکست مفتضحانه نیروهای متفق در گالی پلی نیز، بر کاریر سیاسی بعدی وینستون چرچیل سایه افکند. این هم واقعیتی دیگر است که هزاران استرالیایی و نیوزلاندی، که در آوریل آینده به صحنه جنگ سدسال پیش خواهند آمد، به آن وقوف دارند. اینکه آنها چقدر از واقعیت بسیار هولناکتر دیگر سد سال پیش در همان روزآگاهی خواهند یافت، مساله ای دیگر است.

منبع:
www.independent.co.uk


* نویسنده و روزنامه نگار انگلیسی. بیش از 20 سال خبرنگار روزنامه معتبر ایندیپندنت در بیروت بوده است. به زبان عربی نیز آشناست و تا کنون هفت بار جایزه روزنامه نگار بین المللی سال انگلستان را از آن خود کرده است.

1. نبرد گالی پلی (به ترکی چاناق قلعه) Battle of Gallipoli ، که از آوریل ١٩١۵ شروع و تا 9 ژانویه 1916 طول کشید. جنگی بود که بین کشور عثمانی و نیروهای ائتلافی انگلستان، فرانسه، استرالیا و زلاند نو در تنگه داردانل درگرفت و با پیروزی نیروهای عثمانی به پایان رسید. از آنجایی که دولت عثمانی به نفع آلمان وارد جنگ شده بود، دول متفق برآن بودند که با تصرف بغاز داردانل راه ارتباطی با روسیه را باز نگه دارند. گفته می شود که مجموع تلفات این جنگ (با احتساب زخمی ها) حدود نیم میلیون نفر از هردوطرف بوده است. در برخی از کشورها مانند استرالیا، زلاند نو و ترکیه، هر ساله، خاطره این نبرد گرامی داشته می‌شود. پیوند:
nl.wikipedia.org

2. درمورد این هولوکاست می توانید به پیوندهای زیر از همین نویسنده مراجعه کنید.
www.independent.co.uk
www.independent.co.uk

3. ANZAC   مقصود نیروهای نظامی استرالیا و زلاند نو که برای این نبرد به اروپا غزام گردیدند.

4. حتی در مصاحبه ای قتل عام شهروندان مسیحی ترکیه توسط حکومت ترکهای جوان را محکوم کرد:"من همه را می کشم. من باید تمامی اعضای حزب "اتحاد وترقی" را نابود سازم .هم اینان بودند که با سیاستهای ننگین خود بیش ازیک میلیون مسیحی را به سوی کوچ اجباری وهلاکت سوق دادند". درمصاحبه با نشریه "لوس آنجلس اگزمین" در
۱۹۲۶ (م.)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

از پان ترکیسم تا نژادپرستی/ عایشه حُرّ – مترجم: باخیش سببی

عایشه حُرّ ( Ayşe Hür ) در سال ۱۹۵۶ در شهرآرتوین که پدرش از ترکان بالکان و مادرش از شهر استانبول که هر دو به شغل آموزگاری مشغول بودند زاده شد . با آنها در اورفا و نازیللی زندگی کرد .بعد ها در استانبول جای گزید ، در بخش تاریخ دانشگاه بوغازچی و بخش روابط و سیاست بین المللی تخصص خود را به پایان رساند . در سال ۲۰۰۵ تز لیسانسیه خود را روی تاریخ اتحاد اروپا و سیاست های صلح طلبانه و مسائل ارامنه در انستیتو آتاترک همان دانشگاه نوشت .هم اکنون [۲۰۰۸] درحال به پایان رساندن دکترای خود است . ۲۰ سال کارگری ، کارمندی و رئیسی کرده و ده سال آخر را در خصوص علوم اجتماعی و بازاریابی و برنامه سازی رسانه ای گذرانده است . در روزنامه های طرف ، رادیکال ، آگوس و مجلات مختلف به نوشتن تاریخ اجتماعی و سیاست مشغول است .


از پان ترکیسم تا نژادپرستی

ایدئولوژی پان ترکیسم به مفهوم اتحاد تمامی ترکهای ساکن در جغرافیای بزرگ ازحوزه بالکان تا آسیای میانه ، توسط روشنفکران ترک تبار ساکن روسیه چون اسماعیل گاسپیرنسکی (گاسپیرالی اسماعیل) (۱)، علی حسین زاده (توران) ، احمد آقایف (آقا اوغلی) ، احمد جعفر اوغلی ، محمد امین رسول زاده ، ذکی ولیدی توغان (۲) و یوسف آقچورا (۳) به کشورعثمانی آورده شد.

بخصوص کتاب سه طرز سیاست آقچورا ( ۱۹۰۴) که در زمان خود به رومانتیک ، عجیب و افراطی بودن تعبیر میشد ، چکیده دیدگاه های آقچورا وبه مانیفست پان ترکیسم شهرت داشت ، روشنفکران دوره پایانی عثمانی و در راس آنها ضیا گوگ (۴)آلپ را بسیار تحت تاثیر قرارداد.

اما پان ترکیسم – و به تعبیر گوک آلپ «تورانگرایی» – بعد از دوران نبردهای رهایی بخش(۵) با موانعی جدی روبرو شد زیرا آتاترک معتقد بود که پان ترکیسم می تواند مناسبات ترکیه – شوروی را که با معاهده بی طرفی و دوستی مورخ ۱۷ ژانویه ۱۹۱۷ وارد فاز جدیدی شده بود، به خطر اندازد.

مجلاتی مانند ینی ترکستان ، اودلو یورت ، ینی قافقازیا و آذری تورک که در بین سالهای ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۱ از طرف آذری هائی که بعد از انقلاب شوروی در ترکیه ساکن شده بودند چاپ می شد یکایک توقیف شده و نحوه برخورد رسمی با ایدئولوژی نژادپرستی ترکی را سیاست چگونگی رابطه ترکیه با شوروی و آلمان تعیین و تغییر می داد.

در مارس سال ۱۹۳۱ مصطفی کمال [آتاترک] لانه های ایدئولوژیک پان ترکیسم یعنی «تورک اوجاقلاری» [کانون های ترک] را تحت کنترل فرقه جمهوریت خلق(CHF )(6)در آورد و بعد از اتمام گنگره چهارم فرقه جمهوری خواه خلق در سال ۱۹۳۵، سازمان مطبوعات ترک، سازمان زنان ترک، سازمان افسران ذخیره ترک، سازمان ملی دانشجویان ترک، مراکز ماسونی ترک و نیز روزنامه یارین [فردا] – همراه با روزنامه نگارانی چون شوکت ثریا آی دمیر، یعقوب قدری قارا عثمان اوغلو، برهان آصف بلگه، وداد ندیم تور، اسماعیل حوسرو توکین و روزنامه کادرو به مدیریت محمد شوقی یازامان که از حزب جمهوری خواه مستقل (۷)– منحله در سال ۱۹۳۰- حمایت کرده بودند، مجبور به کناره گیری از فعالیت شدند.

ازاین تاریخ به بعد موضع گیری در برابر نژادپرستی در چهار چوب چگونگی رابطه [ترکیه] با اتحاد شوروی و دولت آلمان به شکلی پراگماتیک به همدیگر گره خورد.
دراین دوره نخبه گان کمالیست که دستیابی به شاخصه های تمدن غرب را تا درجه تقلید رسانیده بودند، اشتیاق فراوانی برای کپی برداری از دیدگاههای علمی و ایدئولوژیک حاکم بر غرب از خود نشان می دادند و در نتیجه در سالهای ۱۹۳۰ – یعنی دوران گسترش فاشیسم در جهان- ناسیونالیسم ترک نیز شعار «یک دولت، یک ملت، یک فرهنگ، یک پیشوا، یک دکترین، یک حزب» سرداد. برای حمایت از این نظرات یکسان سازی نیاز به کمک دیسیپلین های علومی چون تاریخ ، باستان شناسی ، زبان شناسی ، علم اصلاح ژن (اوژنیک «علم اصلاح نژاد») و انسان شناسی… بود تا بتوان به ایجاد نژاد واحد دست یافت. (واژه «اوژنیک» در سال ۱۸۸۳ از طرف فرانکیس گالتون – که در جستجوی راههای پرورش جنین های سالم بود، از ترکیب eus (بمعنی خوب) و genes بمعنای «زاینده» ابداع شد. «دانش اوژنیک» در «ثمر بخش ترین» (!) شکل خود در آلمان نازی و ایتالیای فاشیست مورد استفاده قرار گرفت.)

نظریه تاریخ ترک
در دوره جمهوریت اولین بخش ایجاد شده در دارالفنون ، ( که از سال ۱۹۳۳ به دانشگاه استانبول تغیرنام داد ) بخش انسان شناسی بود. در سال۱۹۳۳ نظریه تاریخ ترک که توسط افرادعالمی چون آفت اینان (۸) ،حمدالله صبحی تانری اور، سمیح رفعت ، صدری مقصودی آرسال ، رشید غالیب ، یوسف آقچورا و شمس الدین گون آلتای ترویج شده بود توسط آفت اینان موضوعات اساسی آن این گونه فرمولبندی گردیده بود .
اولین قوم برتر و مدنی بشریت ، ترکهائی هستند که وطنشان آلتایلار وآسیای میانه است.

اساس تمدن چینی را ترک ها پایه گذاری کرده اند.
در ایران و بین النهرین ترکها بودند که پیش از ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد اولین دوره تاریخی را برای بشریت با برقراری نخستین جامعه مدنی با نامهای سومریان ، آکدها و عیلامیان تشکیل دادند.
ساکنین دائمی دلتای مصر ترکها بوده و مدنیت مصر را ترکها بوجود آورده اند.

در بین النهرین ۲۳۰۰ سال قبل از میلاد ، سامی حمورابی مشهور ، آشوریانی که در تاریخ دارای جایگاه هستند وتاریخی در بین تاریخ هستند . دورویان هائی که نام یونانی گرفته اند اهالی اصلی آناتولی بوده و اولین صاحبین حقیقی آنجا و اجدادشان ترک هستند.
شبیه این نظریه را درسال ۱۹۲۲ مصطفی کمال آتاترک در آدانا بزبان آورده بود.
این نظریه محصول روانی دفاع در برابر تلقی تحریک آمیز غربی ، مبنی بر درجه ی دوم بودن نژاد ترک بود واز دیگرسو غرور خرد شده شان را که با سقوط امپراطوری عثمانی به وجود آمده بود ترمیم می کرد، و همچنین بدین وسیله میخواستند در آناتولی از حقوق تاریخی ادعا شده توسط مردمانی غیر ترک چون کردها ، رومی ها و ارمنی ها که سعی در تصاحب آنجارا داشته اند جلو گیری کرده و به آماج خود برسند.

قانون سکونت
تصویب قانون سکونت درسال ۱۹۳۳ هموطنان را به دو گروه نژاد ترک و نژاد غیر ترک تقسیم کرد وهمه را بوسیله قانون نام خانوادگی با نا دیده گرفتن تفاوت های اصلیت و نسبیت ،دین و مذهب وزبان مجبور به انتخاب فقط نام خانواد گی ترکی نمود ونقش مهمی در همانند سازی هویت [هموطنان] بازی کرد.
درسال ۱۹۳۶ با به میان کشیدن تئوری زبان خورشید(۹) که ادعا میکرد محصول زبان ترکی که ریشه تمامی زبانها ی فرهنگی جهانی است . در ظاهرنژاد ترک راسازنده تمامی تمد نهای جهانی و درنتیجه والا ترین نژادها قلمداد میکرد اما در واقع می خواست بیان کند ، که تمام خلقهای ساکن آناتولی در اصل ترک هستندو فقط به علت عوامل گمراه کننده ای چون زبان، دین و مذهب ترک بودن خود را فراموش کرده اند.
و در همین سالها بود که ستاره تئوریسین های نژادپرست افراطی چون حسین نیهال آتسیز (۱۰) و رها اوغوز تورک قان (۱۱) رو به درخشش گذاشت.

انسان شناسی
با آشکارشدن اینکه مصطفی کمال [آتاترک] آثارمتفکران نژاد پرستی چون آرتور دگوبیناو(۱۲) و اویگئنه پیتارد را با دقت تمام خوانده است ، اگر به نقش نژاد در سخنان مصطفی کمال دقت شود درسخنانی چون « خوشبخت کسی که میگوید ترک هستم» «یک ترک برابر با جهان است» «جوانان ترک … نیروئی که لازم دارید در خون اصیلی است که در رگهایتان جاریست» «نژاد ترک در جهان زیبا ترین نژادهاست» عنصر نژاد هم با شاخصه های فیزیکی و هم با ایده هویت ملی همخوانی داشت.
در جهت واقعیت بخشیدن به سخنان آتاترک، با ایجاد مرکزمعاینات انسان شناسی ترک ، درمیان اولین پروژه های کاریشان، “اندازه گیری جمجمه های جمع آوری شده از قبرستان قاراجا احمد” و تحقیق و پژوهش مقایسه ای روی کودکانی که از التقاط ریشه های متفاوت مثل ترک ، ارمنی، یهودی و یونانی بوجود آمده اند، می توان نام برد.
مجله دانستنی انسان شناسی ترک که در زمان انتشار خود با ریاست افتخاری وزیران آموزش وپرورش درفاصله سالهای ۱۹۲۵/۱۹۳۹ منتشرمیشد در مجلات چاپ این دوره خود می نوشت برای استفاده ازعلوم انسان شناسی به عنوان یک وسیله علمی جهت اثبات برتر بودن نژاد ترک ، نمونه های زیادی دال بر شکاندن و ترکاندن سر و جمجمه انسانها در آن دوره موجود است.
در سری کنفرانسها ی ترتیب داده شده توسط حزب جمهوریخواه خلق(CHP)دربین سالهای ۱۹۳۵ – ۱۹۴۵ تیتر بعضی از موضوعات بیان شده چنین بوده است :

معاینات انسان شناسی برروی تاریخ نژادی آناتولی
اقدامات اصلاح نژاد ( اصلاح ژن)
تحقیقات اولیه انسان شناسی بر روی مغز های ترکها
نقش وراثت در حفظ نژاد
و راه های پیشگیری از التقاط نژادی
آفت اینان از فعالین اصلی نظریه تاریخ ترک “برای نشان دادن اینکه ترکان براکی سفال آلپ نمونه کامل نژادی بوده اند” در مقدمه پایان نامه دکترای خود چنین می گوید :” مصطفی کمال در میان کارهای بزرگ دولتی شخصا با نظریات تاریخی مشغول شد. در خصوص تحقیقات علمی در مورد تاریخ ملتی که آنها را آزاد کرده بود به تاریخ دان ها وظایفی داده بود…درسال ۱۹۳۶ تمایل خود را برای چاپ یک پوستر به مقدار زیا د درسراسرکشور در خصوص اندازه گیری از بدن انسان بیان کردم،وی مناسب دیده و مرا بدان امر تشویق کردند و امر کردند که این را از دولت خواستار شوم .”
در نتیجه، این تلاش “عظیم نژاد پرستانه “، ۶۴ هزار نفر را زیر پوشش خود گرفت و با کمک همه جانبه نخست وزیری ، وزارت امنیت ملی ، وزارت بهداشت و وزارت آموزش پیش برده شد.اندازه گیری ها توسط پزشکان ارتش ، پزشکان وظیفه ، ماموران بهداشت وآموزگاران بدن شناسی( علوم تجربی) انجام شد سربازان به عنوان افراد افتخاری تحت اوامرآفت اینان قرار گرفتند.
دراین تلاش “علمی” موضوعات راهبردی اینها بودند:
اندازه گیری سر انسانهای در قید حیات
اندازه گیری جمجمه های مردگان
اندازه گیری شاخصه های اعضای بدن انسان
تشخیص خصوصیات اخلاقی فرد از روی جمجمه سر
نوع موی انسان
طول قد و درازی پاها
مقدار وزن مغز افراد و اشکال جمجمه
محاسبه شاخصه های چهره ،چشم ،چانه و بینی
اما در اساس این تلاش حتی بصورت ظاهری هم با استانداردهای علمی هم خوانی نداشت.
پژوهش ها در روی جوانانی که هنوز به رشد جسمی کامل نرسیده بودند انجام می گرفت، در اندازه گیری ها ازوسایل استاندارد استفاده نمی شد، در مورد معیارو ضوابط انتخاب مواد توضیحی داده نمی شد، در مواقعی مقدار دوز برخی از مواد تا زمانی که فرضیه جواب دهد افزایش می یافت. برخی مواقع با مشاهده تنها یک نمونه مقاله هائی نوشته میشد ، وبعضا نیز بدون اینکه آزمایشی انجام گیرد جواب و نتیجه آن داده میشد.
با وجود تمامی این دستکاری ها ، اکتشافات علمی بدست آمده با فرضیه های ایدئولوژیکی ، در برابر واقعیاتی چون ساختار اجتماعی ، سنن و رسوم ، پرورش یافتن در روستا ، زیستن در کناره های دریا ، و خیلی از عوامل مختلف که میتوان بیان کرد ، زیر سوال میرفت. خلاصه هر زمان که می خواستند با نمونه های ممتاز خود ساخته ، اکتشافات علمی را اعلام میکردند.

محمود اسد بوزقورت ( متولد سال ۱۸۹۲ ازمیر/ درگذشت ۱۹۴۳ استانبول) از همکاران نزدیک آتاترک و یکی از کسانی است که نقش زیادی در ایجاد حقوق مدنی در ترکیه دارد .
در سال ۱۹۲۰ به عنوان نماینده ازمیر وارد مجلس شد و تا زمان فوت در این سمت باقی ماند . به سال ۱۹۲۴ در بین نویسندگان قانون اساسی ترکیه جای گرفت دراواخر سال ۱۹۳۰ پس از استعفا از وکالت قضائی ، به عنوان پرفسور در دانشکده حقوق آنکارا ” حقوق دول ” و در دانشکده دانشهای سیاسی ، حقوق قانون اساسی تدریس میکرد .
در۱۷ سپتامبر سال ۱۹۳۰ محمود اسد با سمت وزیر دادگستری ترکیه در یک سخنرانی در شهر اوده میش آشکارا چنین میگوید:
” فکر و نظرمن چنین است ، دوست و دشمن بداند که ترک سرور این مملکت است . کسانی که از نسل ترک نیستند در سرزمین ترک تنها از یک حق برخوردارند و آن خدمتگذار و برده بودن است. دوست و دشمن ، حتی کوه ها نیز این حقیقت را چنین بدانند.”
با تصویب قانون نام خانوادگی در سال ۱۹۳۴ آتاترک به محمود اسد به خاطرتلاش های ترک گرانه اش نام خانوادگی بوزقورت را داد . (مترجم )

بعد از درگذشت آتاترک
در بخش انسان شناسی که به دستور آتاترک در سال ۱۹۳۵ به دانشکده زبان و تاریخ و جغرافیای آنکارا نقل مکان کرد، با یاری دولت ترکیه تا پایان جنگ جهانی دوم تحقیقات علم اصلاح نژاد در برنامه شان گنجانده شد. (کمک دولتی همه جانبه در دوره حکومت نازیها در آلمان و حکومت فاشیستی در ایتالیا به طور گسترده ای شامل این نوع دانشکده ها شده بود ) دقیقا مثل اعمال امروزه حلاج اوغلو(۱) همانند فرضیه ها ، مشاهدات ، اندازه گیری ها ، آزمایشات ، تست ها که نشئت گرفته از مفاهیم جادوئی از یک دوره بسته بود ، کوشش شد تا واقعیات ایدئولوژیکی و متدولوژیکی را به حقایق علمی تبدیل کنند. در این مورد با اتکا به پژوهش های علمی ، کتابها و مقالات زیادی نوشته ، کنفرانسهائی برگزار و نظریاتی که در بالا آورده شده [ نظریه هائی که در بخش اول مقاله توضیح داده شد ]به کتابهای درسی مدارس وارد گردید.
یک ارمنی عثمانی که مصطفی کمال نام خانواده گی دیل آچار را به او داده بود ، یک زبان شناس تبعه بلغاری با نام آکوپ مارتاریان بود. او درسال ۱۹۳۹ پس از پیوستن منطقه حاتای به ترکیه ، با ایراد سخنانی در خانه خلق اسکندرون که عین سخنان امروزه حلاج اوغلواست چنین می گوید:
” خیلی از اجتماعات انسانی در بعضی از ادوار تاریخ شان ، زبان و مذهب خودشان را تغیر داده اند ، امروزه ترکان حاتای که به زبان عربی سخن می گویند هیچ ارتباطی با نژاد سامی ندارند ، به طور میانگین اندازه جمجمه سر آنها ۸۵ است ، آنها اصلن از نوادگان ترکان قدیمی براکی سفال آلپ هستند .امروز مردمی که در حاتای به زبان عربی تکلم می کنند در اصل ترک هستند (۲) . ترک گرائی کمالیستی امروز به آنها هویت و منشاشان را نشان داده و از قوم ترک بودن را به آنها آشکار کرده است … “
دیل آچاردر نظر داشت کتاب هائی در خصوص ریشه های مشترک نژادی بین ترکها و ارامنه تدوین کند.
در سال ۱۹۳۹ پرفسور دکتر مظاهر عثمان ( اوزمان) (۳) در کنفرانسی چنین اظهار داشت :
“شایسته نیست به جای باز سازی وطن ، که از خیلی جهات بدان نیاز دارد ، سعی در پرورش نسلی بی اصل و نسب بکنیم که در آینده ثمری جز پر کردن آسایشگاه ها ، تیمارستان ها و بازداشتگاه ها نخواهد داشت. به همین خاطر افراد سالم را باید تشویق و مجبور کرد تا ادامه نسل دهند و به معلولان و ناقصان باید گفته شود که تو برای این وطن کافی هستی و ما را برای داشتن نسل بعدی از تو نیازی نیست”
پرفسور دکتر مظاهر عثمان در کنفرانس اوژنیک ( علم اصلاح ژن) حزب جمهوری خواه خلق ۱۹۳۹ آنکارا .
پورفسور دکتر فخرالدین کریم گوگ آی فرماندار استانبول در سالهای بعدی چنین می گوید:
“حتی در موقع ازدواج جویای تن و روانی سالم به عنوان ثروتی شایان باشیم تا وظیفه ملی ما ن را که آوردن کودکانی زنده و سالم برای گذاشتن میراثی گرانقدر به نسلهای آینده اجتماع ترک است بجای آوریم. در کشورهائی چون آلمان تلاش می کنند قانون عقیم کردن را که امری ضروری برای حفظ نژاد است بصورت قانونی مرسوم در آورند . کشورهای دمکرات با ایجاد مراکز ارشاد و توصیه هائی در خصوص ازدواج ، مردم را با آگاه کردن به این امربرای رسیدن به اهدافشان تلاش می کنند . ما نیز این امر را باید مد نظر داشته باشیم.”
وبدین گونه بود که گرایش خود را به نژادپرستی نازیستی به صراحت اعلام کردند. (پورفسور دکتر فخرالدین کریم گوگ آی /نقش ژن در خصوص حفظ نژاد و راه های پیشگیری از التقاط …در کنفرانس سال ۱۹۴۰ حزب جمهوری خواه خلق آنکارا ۱۹۴۰ ص
در روز نامه حاکمیت ملی ( اولوس) که روزنامه رسمی رژیم کمالیست شمرده می شد و همچنان درمجلات اولکو ودر مجموعه انسان شناسی ترک که از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۲۵ از طرف دانشگاه استانبول منتشر میشد در خصوص اصلاح نژاد مقالات بیشماری عرض اندام کردند وروی چک پول های ۵ لیره ای و ۱۰ لیره ای و تمبرهای پست عکس های گرگ خاکستری منتشر شد.

حسین نهال آتسیز و رها اوغوز ترک قان
مهمترین شخصیت نژاد پرستی ترک بی هیچ شک و شبه ای حسین نیهال آتسیز متولد ۱۹۰۵ فوت ۱۹۷۵ بود. در مجله ای که بانام آتسیز در بین سالهای ۱۵ مای ۱۹۳۱ تا ۲۵ سپتامبر ۱۹۳۲ توسط نهال آتسیز منتشر میشد در میان نویسندگان آن اشخاص مهمی چون فواد کوپورلو ، ذکی ولیدی توقان ، پرتو نایلی بوراتا ، صباح الدین علی ، نیهاد سامی بانارلی ، اورهان شکی گوک ای ، عبدالباقی گول پینارلی و عبدالقادر اینان دیده می شد .
در اثنای اولین گنگره تاریخ ترک که درسال ۱۹۳۲ بین روزهای ۲ تا ۱۱ جولای بر گزار شد در بحث و جدلی که بین ذکی ولیدی توقان و رشید غالیب پیش آمد بهای آن را نیهال آتسیز خیلی سنگین پرداخت کرد . او که در دارالفنون دستیار فواد کوپورلو بود مسئولیت خود را از دست داد و با تعطیلی مجله اش به مدت طولانی مجبور به انفعال گردید.
بعد از فوت آتا ترک ستاره جدید نژاد پرستی در بین سالهای ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۳ رها اوغوز ترک قان می باشد که ادیتور سه مجله ی نژادپرستی با نام های ارگنه کون ، بوزقورد و گوگ بورو بود . ترک قان نویسنده اصلی این مجله ها با اسامی مستعار رها قورتولوش ، اوینی موتون ، ارگنه کونچو و آ/ مته تورانچی چنین می نویسد :
یکبار دیگر بیاندیشید که به چه دلیل رهبر بزرگ آتاترک این قدر برتاریخ نژادمان پافشاری می کرد و پیوسته به ما می گفت: ” که مهمترین قسمت تاریخمان در آسیای میانه است و هم نژادانمان را در آنجا به ما خاطر نشان می کرد “؟ …

« وباز بخاطر همین امر منفور که سیاست نامیده می شود نتوانست بوضو ح به ما بگوید که : ” هم خوننان ، میلیونها نفر از خواهر و برادرانمان در آسیا هستند که در زیراسارت فغان میکنند .روزی خواهد آمد که آنها را نجات داده و اتحاد بزرگ ترک رابر پا خواهیم کرد ” .» اما در خیلی از جاهای مختلف این فکر و باور را بطور غیر مستقیم گوشزد کرد. آتا ترک یک تورانیست واقعی وکسی بود که قدرت به تحقق رساندن این عقیده را داشت » .

(ارگنه کون شماره ۴ فوریه ۱۹۳۹) . او[ ترک قان ] با این سخنان مبانی مشروعیت خود را به خوبی تفهیم کرده بود.
بعد از آغاز اشغال شوروی در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ توسط ارتش آلمان و بعد ازفوت رفیک سایدام در ۷ جولای ۱۹۴۲ شکری سراج اوغلو به نخست وزیری رسید و به حرکت پان ترکیستی سرعتی تازه داد .آلمان ها در ترکیه برای افزودن طرفداران خود به تبلیغات وسیعی دست زدند . در نامه ی محرمانه ای که از طرف وزیر امور خارجه حکومت نازیستی آلمان ، ریپن تروپ به سفیر کبیر آلمان در ترکیه فرانز فون پاپن فرستاده شده قید گردیده حکومت آلمان برای این فعالیت ها در ترکیه ۵ میلیون مارک هزینه در نظر گرفته است .فایق احمد باریتچو نماینده طرابوزان در مجلس آن روزها را اینگونه توصیف میکند :

” جنگ آلمان با شوروی برای کشور شادمانی ببار آورده بود همه به همدیگر تبریک می گفتند . با لذت از یک انتقام پانصد ساله تاریخی قلب های همه برای پیروزی ارتش آلمان شروع به تپیدن کرد ” .
بعداز ظهر آن روز در راهرو مجلس وزیر امور خارجه به نخست وزیر سراج اوغلو میگوید :
” جهاد سیاسی تان یک بار دیگر مبارک باشد و نخست وزیر جواب میدهد بر همه ی مان! نمایندگان به همدیگر عیدتان مبارک میگفتند”.
خاطرات سیاسی جلد اول از مبارزه ملی تا دمکراسی آنکارا سال ۲۰۰۱ (ص ۴۹۴ )
ترکیه برای عادی کردن روابط سیاسی با اتحاد شوروی بعدازدو بار قطع رابطه با حکومت آلمان در اوت ۱۹۴۴ و ژانویه ۱۹۴۵ در نهایت به حکومت آلمان و ژاپن اعلان جنگ داد البته اینها اتحاد شوروی را قانع نکرده بود که در مارس همان سال وزیر خارجه شوروی مولوتوف به سلیم سرپر سفیر کبیر ترکیه در مسکو اظهار میدارد قرارداد بی طرفی و دوستی ۱۹۲۵ بین شوروی و ترکیه که تا حال دوباردر تاریخ های ۱۹۲۹ و ۱۹۳۵ زیر پا گذاشته شده دیگر بار تجدید نخواهد شد و در ماه ژوئن اعاده دیگر باره قارص و اردهان را به شوروی و اصلاح قرارداد Montreaux ۱۹۳۶ خواستار شد. بخاطر این خواسته های شوروی در داخل ترکیه طرز برخورد ارگان های رسمی با حرکتهای پان ترکیستی دیگر باره تغیر کرد مهمترین نتیجه این تغیرات دادگاه صباح الدین علی / نیهال آتسیز و   محاکمه توران گراها بود.

محاکمه تورانیست ها
اما در نوامبر سال ۱۹۴۲ ارتش شوروی در نزدیکی های استالین گراد ،از پیشروی ارتش هیتلر جلو گیری کرد . دستگاه رهبری ترکیه بار دیگر موضع جدیدی اتخاذ کرد و تشکلهای پان ترکیستی را زیر فشار قرار داد .
نیهال آتسیز به تاریخ اول مارس و ۱۶ آوریل در مجله اورهون ،دو نامه سر گشاده با عنوان ، نخست وزیر ترک گرا را به وظیفه اش دعوت میکنم ، منتشر کرد و در دومین نامه خود ، صباح الدین علی استاد کنسرواتور دولتی آنکارا، پرتو نایل بروتاو استاد دانشکده زبان و تاریخ و جغرافیا ، و پورفسورصدرالدین جلال آنتل استاد پداگوژی دانشگاه استانبول را به عنوان کمونیستهای خائن به وطن معرفی کرد و وزارت معارف را به چشم پوشی از اتفاقات و رویدادها متهم نمود.اما عکس العمل دولت به این نامه ها شدید بود . نیهال آتسیز از مسئولیت خود در کالج روبرت بر کنار شده و روز نامه اورهون تعطیل گردید.

شکایتی که صباح الدین علی از نیهال آتسیز کرده و اعاده حیثیت نموده بود در ۹ مای ۱۹۴۴ نتیجه داد و نیهال آتسیز به ۴ ماه زندان و ۶۶ لیره جریمه نقدی محکوم شد . از پس زندانی شدن آتسیز ، رها اوغوز ترک قان و ۴۵ نفر دیگر از نژاد پرستان تورانیست دستگیر شدند . در ۷ سپتامبر ۱۹۴۴ در مورد ۲۳ نفر به اتهام درست کردن سازمانی مخفی به نام گیزلی گوره م جهت براندازی دولت ، دادگاهی برگزار شد.بنا به ادعای دستگیر شدگان در زمان زندانی بودن ، متهمین را تشنه و گرسنه در صندوق های کوچکی حبس کرده بودند .شکنجه شده ، ناسزا شنیده وتحقیر شده اند.

حکمت تانیو ،دادگاه ترک گرا ها و شکنجه در ترکیه ۱۹۵۰ ص ۹/۷
زمانی که متهمین در دادگاه اتهامات وارد شده را شنیدند ، ترک قان با حیرت زیادی در دادگاه چنین گفت :
” این سخنان [ نوشته های نژادپرستی در مجلات ] در اصل توسط محمود اسد بوزقورت (۴)که خود با حکم آتاترک تعیین شده است سالها از کرسی های تاریخ انقلاب دانشگاه های دولتی گفته شده است . ده ها هزار جوان و در بین شان یکی هم من این حرف ها را شنیده ایم ، برایمان آنها را تلقین کردند و باور کردیم که این [ نژادپرستی ] همان آتا ترک گرائی و کمالیسم است .سوالات امتحانی را با پاسخ دادن به این ها توانستیم بگذرانیم ، این دروس بالاخره هرچه بود از طرف دولت تدریس میشد. همان سخنان که از طرف همین پرفسور[ محمود اسد بوزقورت ] دردانشکده دانشهای سیاسی گفته شد، از کرسیهای دانشکده قانون اساسی نیزگفته شده بود. معنای قانون اساسی به ما با این سخنان تعلیم داده شده است “.

تورک قان و ده تن از همفکرانش بعد از ۶۶ جلسه دادگاه در ۲۹ مارس ۱۹۴۵ از ۱۱ تا ۱۰ ماه حبس سنگین و از ۵/۱۳ ماه تا ۴ سال حبس تبعید محکوم شدند. ذکی ولیدی دوغان تنها کسی بود که به اتهام سرنگون کردن دولت مجرم شناخته شد . رها ترک قان به اتهام تشکیل سازمان مخفی و نیهال آتسیز به علت میتینگ ۳ مای مجرم شناخته شدند.
آلپ ارسلان تورکش شخصی که در سالهای آینده رهبری حرکت نژاد پرستی را بدست می گیرد در آن دادگاه به ۹ ماه و ۱۰ روز حبس محکوم شد.

تغییر روش
بعلت سردی روابط بین کشور پیروز جنگ اتحاد شوروی و ترکیه ، بار دیگر نحوه برخورد با پان ترکیسم تغیر جهت داد ، برای رفع اتهام از متهمان دادگاه در ۲۵ اکتبر سال ۱۹۴۵ قرار شد دوباره دادگاهی در خصوص مجرمان تورانیست برگزار شود .دادگاه آغاز شده در ۲۶ اوت ۱۹۴۶ برعکس دادگاه قبلی هیچ جائی برای خود در روزنامه ها و مجلات اختصاص نداد. در ۳۱ مارس ۱۹۴۷ دادگاه مدارک لازم برای محکومیت متهمین و اثبات جرم را کافی ندانست وتنها به خاطر اینکه متهمین مقابله با کمونیسم ، این ایدئولوژی غیر ملی را مهمترین امر ملی تلقی می کنند ، آنها رامجرم ندانسته و رای به برائت اشخاص دستگیر شده داده و آنها را آزاد کرد .
رها اوغوز ترک قان بعد از آزادی به امریکا رفته و در آنجا به تحصیل روان شناسی پرداخت او در سال ۱۹۷۴ به ترکیه بر گشت و چنین گفت :

” با گفتن اینکه این [ فرد ] کرد است این آرناوت ، اگر در کشور جدائی بیاندازیم ، حس جدائی [ خواهی ]عناصری را که در درون جامعه ترک رو به حل شدن گذاشته اند ، تحریک خواهیم کرد ، روزی میرسد که دشمنان خارجی ترک ها این حس ها را بیش از بیش تحریک کرده و کشورمان را آشفته خواهند کرد ، جدا سازی نژادی نمی تواند در حیطه عقل و حقوق برای همیشه جایگاهی داشته باشد ، [ این امر] میتواند عامل بروز کین و نفرت گشته و با کشیده شدن پای احساسات به میان، راه به اعمال غیر انسانی باز شود… و من بخاطر احساس انسانی این نگرش فریب کارانه را ترک کردم . در زمان دستگیری ام در زندان در میان مان یکی از قوم آبازا بود دیگری آرناوت و دو جوانی که رگه کردی داشتند ، چنان جوانمردانه [ با ما ] بر خورد کردند و گرایششان را چنان به ترک گرائی و حتی افکار نژادپرستانه ترکی ثابت کردند که در درونم هم حس دوستی و هم حس شرم و خجالت زنده شد . کسی نمی داند چه مقدار همانند این هموطنان که غیر ترک نامیده میشوند، وجود دارد. چگونه دلمان راضی به گفتن اینکه تو از ما نیستی و پس زدن آنها می شد ” .
( از صندوق های تابوتی زندان تا غربت . ۱۹۷۵ استانبول ص ۴۰۴ / ۴۰۳ )

دیگر در کسی جسارت طرفداری آشکاراز نظریات فاشیستی نمانده بود .به همین خاطر نژادپرستان تغییر روش دادند به جای توران گرائی ، ناسیونالیسم به جای گرگ های خاکستری ، ملیت پرستان ، به جای نژاد ترک ، ملت ترک گفته میشد آنها نظریات جدید خود را توسط ارگانهای سازمانی انتشاراتی چون اورهون، قوپوز، بویوک دوغو، حرکت ، تشکیلات ترک جوان ،مجله فرهنگی قبرس ترک ، مجله مبارزه با کمونیسم ، در بین مردم ترویج میکنند. آلپ ارسلان ترکش و همکارانش در سال ۱۹۶۵ با سلطه بر حزب جمهوری خواه ملت روستائی و با تغییر اسم آن به حزب حرکت ملی در سال ۱۹۶۹ و با ایجاد سازمان های شبه نظامی فاشیستی چون جوانان اولکوچو و تشکیل هسته های کماندوئی در کمپ های نظامی ، نژاد پرستی ترکی وارد دوران جدیدی شد.

منابع:
Nazan Maksudyan, Türklüğü Ölçmek, Metis, 2005
Suavi Aydın “Cumhuriyet’in İdeolojik Şekillenmesinde Antropolojinin Rolü: Irkçı Paradigmanın Yükselişi ve Düşüşü”, Modern Türkiye’de Siyasi Düşünce, Kemalizm, C.2, İletişim 2002
Orhangazi Ertekin, “Cumhuriyet Döneminde Irkçılığın Çatallanan Yolları”, a.g.e, C. 4. Milliyetçilik, 2003, s. 345-385.

توضیحات مترجم:
*خانم عایشه حر در روزنامه طرف ستونی دارد با نام دفتر تاریخ که مطالب هفتگی خود را در خصوص مسائل ترکیه و تاریخ درآن ستون می نویسد که در اینترنت نیز قابل دسترسی است.
www.taraf.com.tr

1) پرفسور یوسف حلاج اوغلو تاریخ دان وعثمانی شناس ناسیونالیست ترکیه ، از ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۸ رئیس مرکز تاریخ ترک بود .او در سال ۲۰۱۱ به حزب حرکت ملی   پیوست.
۲) همانند همین اظهارات را شوینیست های فارس و نژاد پرستان آریایی در مورد دیگر ملیت های غیر فارس تکرار میکنند. به عقیده آنها مردم آذربایجان ترک نبوده و در مقطعی از تاریخ زبان و فرهنگ ترکی بر آنان تحمیل شده و هویت وزبان خود را از دست داده و زبان و کولتور ترکی را قبول کرده اند. پان گرائی و نژاد پرستی به هر اسم ، رنگ و لفافه ای یکسان است ، چه پان ترکیسم و چه پان فارسیسم و … همه به یک راه ختم می شوند.
۳) محمود اسد بوزقورت ( متولد سال ۱۸۹۲ ازمیر/ درگذشت ۱۹۴۳ استانبول) از همکاران نزدیک آتاترک و یکی از کسانی است که نقش زیادی در ایجاد حقوق مدنی در ترکیه دارد . دوران ابتدائی را در مدارس ازمیر گذراند و در سال ۱۹۰۸ وارد مکتب حقوق استانبول شد. پس از اتمام دوره تحصیلی در آن مکتب راهی سوئیس شده و در دانشگاه فریبورگ آنجا دوباره به تحصیل حقوق پرداخت و دکترای حقوق خود را دریافت کرد .در سال ۱۹۱۹ با اشغال ازمیر توسط قوای یونان به وطن برگشته و جهت شرکت در نبرد های ملی در محل زادگاه خود کوش آداسی ازمیر قوای ملی را تشکیل داد .در سال ۱۹۲۰ به عنوان نماینده ازمیر وارد مجلس شد و تا زمان فوت در این سمت باقی ماند . به سال ۱۹۲۴ در بین نویسندگان قانون اساسی ترکیه جای گرفت دراواخر سال ۱۹۳۰ پس از استعفا از وکالت قضائی ، به عنوان پرفسور در دانشکده حقوق آنکارا ” حقوق دول ” و در دانشکده دانشهای سیاسی ، حقوق قانون اساسی تدریس میکرد .
در۱۷ سپتامبر سال ۱۹۳۰ محمود اسد با سمت وزیر دادگستری ترکیه در یک سخنرانی در شهر اوده میش آشکارا چنین میگوید:
” فکر و نظرمن چنین است ، دوست و دشمن بداند که ترک سرور این مملکت است . کسانی که از نسل ترک نیستند در سرزمین ترک تنها از یک حق برخوردارند وآن خدمتگذار و برده بودن است. دوست و دشمن ، حتی کوه ها نیز این حقیقت را چنین بدانند.”
با تصویب قانون نام خانوادگی در سال ۱۹۳۴ آتاترک به محمود اسد به خاطرتلاش های ترک گرانه اش نام خانوادگی بوزقورت را داد.

توضیحات
(۱) اسماعیل گاسپیرالی * / گاسپیرینسکی (۱۲۶۷ـ۱۳۳۲/ ۱۸۵۱ـ۱۹۱۴) از رهبران نهضت فرهنگی جدیدها و پان ترکیسم بود پان ترکیسمِ گاسپیرالی ، که شعار آن «اتحاد در زبان و اندیشه و عمل » بود بیشتر فرهنگی بود تا سیاسی ، حال آنکه روشنفکران دیگر تاتار چون یوسف آقچورا و عبدالرشید ابراهیم بیشتر از پان ترکیسم سیاسی هواداری می کردند. “رحیم رئیس نیا” – از مترجم
(۲) ذکی ولیدی توقان در سال ۱۸۹۰ دریکی از روستاهای باشقیرمتولد شد .همزمان با تحصیلات ابتدائی به فرا گیری خصوصی زبان روسی پرداخت و از سال ۱۹۰۲ زبان عربی را یاد گرفت .در سال ۱۹۰۹ در کازان فارغ التحصیل شد و در مدرسه ای تاریخ ترک و تاریخ ادبیات عرب درس می داد در سال ۱۹۱۱ با انتشار کتاب تاریخ ترک وتاتار معروف شد. نماینده مسلمانان اوفا در مجلس تزاری روس شده و به همین منظوربه پترزبورگ رفت در آنجا با وقوع انقلاب شوروی به مخالفت با بلشویک ها در آمد.در۱۹۱۸ دستگیر و بعد از فرار از دست بلشویک ها در حکومت باشقیرسمت وزیر جنگ را به عهده گرفت. بارها با لنین و استالین دیدار کرد وبعد از چندی به ترکستان رفته به مخالفت و مبارزه خود با حکومت سوسیالیستی ادامه داد .به شورش باسماچی ها که معروف به حرکتی راهزنانه در ترکستان بود پیوست ، موسس اتحاد ملی ترکستان و اولین رئیس آن می باشد.
درسال ۱۹۲۵ به خواست و سفارش فعالین پان ترکیستی چون فواد کوپورلو و آقچورا از طرف دولت وقت به ترکیه دعوت و در سال ۱۹۲۵ به سرپرستی انجمن تالیف و ترجمه آنکارا منصوب شد و بعد از چندی در استانبول معاونت مدرسی تاریخ ترک را در دارالفنون به عهده گرفت. درمباحثه ای که به سال ۱۹۳۲ درگنگره تاریخ ترک بین او و رشید غالب پیش آمد و موجب برانگیخته گی ها بر علیه وی شد، ترکیه را ترک کرده و به وین نقل مکان کرد. بعد از نوشتن دکترای خود به دعوت وزیرآموزش ملی ترکیه درسال۱۹۳۹ دوباره به استانبول بازگشته وکرسی تاریخ عمومی ترک ها را بنیان گذاشت.
با آغاز جنگ جهانی دوم به فعالیت گسترده ای همراه با دیگرنژادپرستان علیه اتحاد شوروی و تبلیغ پان تورانیسم دست زد اما بعد از پیروزی شوروی در جنگ به جرم تورانگرائی محاکمه و به ده سال زندان محکوم شد ولی بعد از مدتی کوتاه در دادگاه دوم تبرئه و به سمت قبلی خود برگشت.
او تا پایان عمر خود به سال ۱۹۷۰ که در استانبول رویداد همیشه مبلغ و مروج پان ترکیسم بوده است. –از مترجم
(۳) یوسف آقچورا ۱۸۷۶ – ۱۹۳۵ وی از تاتارهای قازان بود که پس از تحصیل در استانبول و پاریس به قازان بازگشت و درگیر فعالیتهای ملی و فرهنگی تاتارهای آن سامان شد. وی در معروفترین مقاله خود، «اوچ طرز سیاست » (سه طرز سیاست )، که بعضی آن را بیانیه پان تورانیسم به شمار آورده اند ، سه مشی سیاسیِ عثمانی گرایی ، اتحاد اسلام و پان ترکیسم را بررسی می کند. وی پس از ارزیابی هر سه مشی سیاسی و برشمردن موانع ایجاد ملت واحد عثمانی و متحد کردن مسلمانان ، از تشکیل ملت واحد ترک براساس وحدت نژاد، یعنی متحد کردن کلیه ترکها در ترکیب یک دولت جانبداری می کن. “رحیم رئیس نیا” – از مترجم
(۴) ضیاء گوک آلپ (۱۲۵۵ـ۱۳۰۳ ش / ۱۸۷۶ـ۱۹۲۴)، از نظریه پردازان پان ترکیسم در ترکیه ، که از فعالان حزب اتحاد و ترقی و از حدود ۱۳۲۸ عضو کمیته مرکزی آن بود، سعی در سازماندهی ترک گرایی و بیدارسازی شعور ملی ترکان با هدف توسعه دامنه نفوذ حکومت اتحاد و ترقی داشت . ازینرو نه تنها از اتحاد ترکان ، بلکه برخلاف کسانی مانند آقچورا، از اتحاد اسلام و اتحاد ذاتی ترک گرایی و اسلام خواهی و در عین حال از تجدد دفاع می کرد و بر آن بود تا هر سه جریان مورد علاقه اتحادیون را در چهارچوب نظامی واحد تدوین کند. وی این نظر را در مقاله بلندی با عنوان «ترک شدن ، مسلمان شدن ، معاصر شدن » تشریح کرد و آن را در مجله تورک یوردو (در ۱۳۳۱ـ۱۳۳۲) به چاپ رساند و سپس به صورت جزوه ای در ۱۳۳۶ منتشر کرد.”رحیم رئیس نیا” – از مترجم
(۵) جنگهای استقلال که بعد از شکست امپراطوری عثمانی درجنگ جهانی اول ، بین سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۲ دربسیاری از جبهه ها، محدوده ای که میثاق ملی نامیده می شد صورت گرفت و در سال ۱۹۲۳ به اختتام حکومت عثمانی منجر شد که در ترکیه به ملی مجادله یا قورتولوش ساواشی معروف است. – از مترجم
(۶)CHF که بعد ها به CHP حزب جمهوری خواه خلق تغییرنام داد .– از مترجم
(۷) در سالهای نخست جمهوری ترکیه در دوره ای که عرصه سیاسی به احزاب مختلف واگذارمیشد به پیشنهاد و خواست آتاترک و همچنان انتصاب علی فاتح اوخ یار به رهبری فرقه توسط وی که از دوستان قدیمی و یکی از هم پیمانان او بود در اوت سال ۱۹۳۰فرقه جمهوری خواه مستقل ساخته شد.در برنامه فرقه بر اصول جمهوری خواهی، ملیت گرائی و لائیک بودن تاکید شده بود و خواهان ورود سرمایه خارجی بکشور و مخالف مداخلات دولت در امور اقتصادی بود .در مدت زمان کوتاهی این فرقه از حمایت بیشماری برخوردار گردید که رهبران فرقه جمهوریت خواه خلق را نگران کرد. علی فاتح اوخ یار با یقین به اینکه با قدرتمند شدن حزبش در مقابل رئیس جمهور (آتاترک) قرار خواهد گرفت و جرم بسیار بزرگی را مرتکب خواهد شد در نوامبر همان سال فرقه جمهوری خواه مستقل را منحل کرد.– از مترجم
(۸) آتاترک از دوران جوانی ۹ کودک شامل دختر و پسر را به عنوان فرزند معنوی قبول کرد زمینه تحصیل فرزندان معنوی اش را نیز فراهم نمود ازبین این فرزندانش، نام آفت، صابیحا،، رقیه و نبیله در وصیتنامه وی آمده است.
آتاترک در ایام انقلاب پوشش در روز ۱۱ اکتبر ۱۹۲۵ به ازمیر آمد. وی در این سفر در کنار بازدید از سازمانهای مختلف، از مدارس نیز دیدن کرده و سخنرانیها ایراد نمود. در همان روزها در حین جلسه ای در یکی از مدارس ازمیر، با آفت خانیم رو برو شد. آتاترک از آنجا که ریشه خانوادگی آفت خانیم از مقدونیه را می شناخت نسبت به وضعیت شغلی وی توجه نشان داد. آفت اینان در آن مدرسه مسئولیت داشت و دوست داشت ضمن ادامه تحصیل، زبان خارجی فرا بگیرد. آتاترک برای این منظور ضمن گفتگو با پدر و مادر آفت خانیم، وی را برای یادگیری زبان فرانسه رهسپار لوزان نمود.
آفت اینان سپس، در دبیرستان دخترانه فرانسویان در استانبول به تحصیلات خود ادامه داد و ضمن شرکت در امتحان رشته دبیری تاریخ در مقطع راهنمایی مدرک دبیری را اخذ کرد.
آفت اینان سپس در مدرسه موسیقی آنکارا به عنوان معلم تاریخ و اطلاعات کشور مشغول به کار شد.وی همیشه در زمان دانشجویی، اندوه خود را از اینکه اطلاعات کافی درباره تمدن ترک وجود ندارد ابراز می کرد.
یک روز، آفت خانیم از آتاترک پرسید: “ما به عنوان یک ملت چه دستاوردهای فرهنگی ای داشته ایم و جایگاه ما در تمدن جهانی در کجاست؟”
آتاترک پاسخ داد: “این یک تکلیف است که باید ضمن تحقیق و پژوهش در آن، باید انجام گردد.”
به همین دلیل آفت اینان مسئولیت آغاز فعالیتها برای تأسیس بنیاد تاریخ ترک را برعهده گرفته و در تحقیقات گروهی شرکت کرد.وی به فعالیتهای آکادمیک خود ادامه داده و در سال ۱۹۳۸ دوره لیسانس و یک سال بعد نیز دوره دکترای خود را به پایان رساند. به این ترتیب، وی به درجه دانشیاری و پروفسوری نائل آمد.
آفت اینان به عنوان یکی از اعضای هیأت موسس بنیاد تاریخ ترک، سالهای مدیدی به ریاست همطراز این بنیاد پرداخته و مدیریت انستیتوی تاریخ انقلاب ترک را در دانشگاه انکارا نیز به عهده گرفت. وی آثار متعددی درباره تاریخ ترکها و آتاترک منتشر نمود.آفت اینان در جمهوری تازه تأسیس ترکیه در موضوعات بسیار مهمی همچون تاریخ ترک فعالیتهای آکادمیک داشت.او اینان در سال ۱۹۸۵ چشم از جهان فروبست. ” سایت فارسی TRT ” – از مترجم
(۹) تئوری زبان خورشید که در سالهای ۱۹۳۰ از حمایت آتاترک برخوردار بود وتوسط او ترویج یافت ادعا میکرد که زبان ترکی یکی از اولین زبانهای تاریخ بشری است اما از طرف زبان شناسان مورد قبول واقع نگردیده وبه سرعت اهمییت خود را از دست داد . – از مترجم
(۱۰) حسین نهال آتسیز در ژانویه ۱۹۰۵ در استانبول زاده شد . دوره ابتدائی و متوسطه را در مدارس فرانسوی و آلمانی گذرانده بود. در سال ۱۹۲۲ وارد دانشکده پزشکی ارتش شد. در این دوره در دانشکده تحت تاثیرافکار ناسیونالیستی قرار گرفت. درمراسم تشیع جنازه ضیا گوگ آلپ از پایه گزاران ناسیونالیسم ترک با دانشجویان مخالف افکار ناسیونالیستی درگیر و به زد وخورد پرداخت .درسال ۱۹۲۵ از دانشکده پزشکی اخراج شد.بعد از مدت کوتاهی کار در کشتی های مسافربری ،در سال ۱۹۲۶ دردانشکده ادبیات ثبت نام کرد ولی بعد از یک هفته به خدمت نظام فرا خوانده شد وبعد از ۹ ماه در استانبول به پایان رساند.
با نشر مقاله ای با نام اسامی مناطق متعلق به ترکها در آناتولی که با همکاری دوستش احمد ناجی تهیه کرده بودند نظر استادش فواد کوپورلو ، در دانشکده ادبیات را به خودش جلب کرده ودر سال ۱۹۳۰ با نوشتن پایان نامه تحصیلی خود ا زآن دانشکده فارغ التحصیل شد.با انتشار مجله ای به نام آتسیز با همکاری افراد معروفی چون فواد کوپورلو و ذکی ولیدی دوغان به ترویج پانترکیسم پرداخت.
او در سالهای قبل وبعد از جنگ جهانی با انتشار مجلات و نوشته هایش پیوسته به مقابله با اندیشه های چپ پرداخته وهمیشه در خدمت ملی گرائی افراطی ، پان تورانیسم ونژاد پرستی بود.اودر سال ۱۹۷۵ به علت سکته قلبی در گذشت. – از مترجم
( ۱۱ ) رها اوغوز ترک قان در سال ۱۹۲۰ در استانبول متولد شد .بعد از اتمام دوره دبیرستان در استانبول از رشته حقوق در دانشگاه آنکارا فارغ التحصیل شد. استادی خود را از دانشگاه استانبول گرفت.تخصص خود را در رشته تاریخ و ترک شناسی از دانشگاه سوربن و روانشناسی تجربی را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد.بعد از تبرئه دادگاه دوم توران گراها به امریکا رفته و از سال ۱۹۴۷ تا سال ۱۹۷۲ در دانشگاه های آمریکا از جمله کلمبیا بکار مشغول شد. او در دوره ترک گرائی به فعالیت های زیادی در جامعه دست زد. در این خصوص به نویسندگی و روزنامه نگاری پرداخت.نوشته های او در خصوص پان ترکیسم و تورانیسم خیلی خوشایند دولتمندان ترک گرای وقت بود. – از مترجم
(۱۲ )آرتور دو گوبینو (به فرانسوی: Joseph Arthur de Gobineau) ‏ (۱۸۱۶ – ۱۸۸۲) نویسنده، خاورشناس، شاعر، مورخ و سیاستمدار فرانسوی. ریشهٔ نظریات نژادگرایانه در عصر جدید را به او نسبت می‌دهند. با این که در زمان حیاتش جز در نزد معدودی از روشنفکران و هنرمندان مانند واگنر که دوست او بود شناخته نشد، ولی پس از مرگش اندیشه‌های او طرفدارانی یافت و اصول و عقاید او دربارهٔ عدم تساوی نژادها مخصوصاً در آلمان بسیار مورد توجه قرار گرفت و او را به شهرت جهانی رساند.– از مترجم
( ۱۳) اویگئنه پیتارد سال۱۹۶۲- ۱۸۶۷ در سوئیس به دنیا آمد. دکترای خود را از دانشگاه ژنو برای اولین بار در انسان شناسی دریافت کرد. پژوهش های زیادی را روی جمجمه های انسانی ، ویژه گیهای نژادی وقوم شناسی انجام داد. بیش از ۶۰۰ مقاله در خصوص زیست شناسی انسانی ، ریشه ومقایسه مورفولوژی ،قوم شناسی ماقبل تاریخ ،اخته کردن انسان و تغییرات مورفولوژیکی به رشته تحریر در آورد.از وی کتابهای زیادی در خصوص انسان شناسی وگونه های نژادی   و تحقیقات انسان شناسی در شبه جزیره بالکان بر جای مانده است.او درسال ۱۹۳۶ به خواست آفت اینان و صلاحدید آتاترک تحقیقات وسیعی را در خصوص جمجمه های انسانی در ترکیه انجام داد.– از مترجم

منبع: اخبار روز/ بخش یک/ بخش دو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

اولین پژوهش در ترکیه: چه بر سر زنان جوان ارمنی که به زور تصاحب شدند، آمده است؟

چه بر سر ارمنیان مسلمان شده ترکیه آمد ؟

از : اُرهان کمال چنگیز

ترجمه : آرسن نظریان

چهار ‌شنبه ۶ آذر ۱۳۹۲ –  27 نوامبر 2013

در سال ۲۰۰۵ اولین کوشش برای برگزاری " کنفرانس ارامنه " در ترکیه موجد تنشهایی در سراسر کشور شد. جِمیل چیچِک ، وزیر دادگستری وقت برگزار کنندگان کنفرانس را متهم کرد که " از پشت به ترکیه خنجر می زنند " و شوکرو اِلِکداغ ، نماینده پارلمان از حزب جمهوریخواه خلق، عمده ترین گروه اپوزیسیون، در سخنرانی اش در مجلس سازماندهان را "خیانتکار" نامید. دانشگاه بغازیچی اسلامبول، که محل برگزاری کنفرانس بود، در برابر این فشار سنگین عقب نشینی کرد و کنفرانس به دانشگاه خصوصی بیلجی منتقل گردید. معهذا، مخالفین به این اکتفا نکردند. زمانی که کنفرانس آغاز شد،  تظاهرکنندگان خشمگین شرکت کنندگان را تهدید و ارعاب کردند و کنفرانس در جو پرتنشی به پایان رسید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

متن سخنرانی پروفسور تانر آکچام، پژوهشگر و نویسنده کتاب "اقدام شرم آور"

متن سخنرانی پروفسور تانر آکچام، پژوهشگر و نویسنده کتاب "اقدام شرم آور" در رونمایی ترجمه فارسی کتاب در تهران. این کتاب توسط بابک واحدی و محسن قائم مقامی، به فارسی ترجمه و منتشر گردید. رونمایی کتاب در تیر ماه 1389 در تهران در محل "انجمن اجتماعی ارامنه" با شرکت جمع کثیری از ایرانیان و ارامنه ایرانی، برگزار گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پان ترکیسم: مقاله ای از رحیم رئیس نیا

رحیم رئیس نیا

پان ترکیسم

 ایدئولوژی ملی گرا و جنبشی سیاسی ـ فرهنگی در اواخر قرن سیزدهم / نوزدهم. این عقیدۀ سیاسی خواهان وحدت فرهنگی، زبانی و سیاسی تمامی ترکهایی بود که براساس زبانهای خویشاوند، تبار، تاریخ و سنن مشترک قابل شناسایی اند. براساس این اندیشه، ترک زبانان مسلمان، بویژه آنان که در ترکیه، قبرس، شبه جزیرۀ بالکان، اتحاد شوروی سابق، عراق، ایران، افغانستان و ترکستان شرقی (سین کیانگ ) زندگی می کنند، اجزای یک ملت بزرگ به شمار می آیند و هم، آنان باید به رهبری ترکیه در یک دولت متحدشوند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

گفتار در تداوم فرهنگی ایران و نقش ترکان در انحطاط اندیشه سیاسی


نجا هستید: صفحه اول > تاریخ.فرهنگ و ادبیات > گفتار در تداوم فرهنگی ایران و نقش ترکان در انحطاط اندیشه سیاسی

گفتار در تداوم فرهنگی ایران و نقش ترکان در انحطاط اندیشه سیاسی

جواد طباطبائی

 

و چون بر منبر اسلام به نام تركان خطبه زدند، ابتداء محنت سيستان آن

روز بود و سيستان را هنوز هيچ آسيبي نريده بود تا اين وقت.*

 

           آنچه نويسندة گمنام تاريخ سيستان، هوشمندانه، دربارة سيستان به دنبال چيرگي تركان بر اين ناحيه از زمين گفته است، مي‌توان به تقدير تاريخي همة ايران‌زمين تعميم داد و به نوعي تاريخ ايران در دورة اسلامي را به دو دورة فرعي پيش و پس از چيرگي تركان تقسيم كرد. خاندان‌هاي ايراني كه، به دنبال دو قرن سكوت، طرحي براي تجديد سامان اجتماعي و سياسي ايران‌زمين و انديشة ايرانشهري درافكندند، به دلايلي كه پرداختن به آنها مجال فراغ ديگري مي‌طلبد، ناكام ماندند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

اردوی کار اجباری "اشکاله" فصل گم شده ای از تاریخ ترکیه

اردوی کار اجباری "اشکاله" فصل گم شده ای از تاریخ ترکیه

بر گرفته از کتاب "دلم با تو به وجد می آید"

کمال یالچین نویسنده ترک جزء کسانی است که پس از کودتای 1980 از ترکیه می گریزد، و در آلمان سکونت می کند. وی در کتاب "Seninle Güler Yüregim" (چاپ فارسی با نام "دلم با تو به وجد می آید"، نشر سیامک ـ تهران 1386) ـ که نتیجه مسافرت تحقیقی وی از آلمان به ترکیه در سال 1998 می باشد ـ سری به شهر "اشکاله" در استان ارضروم در شرق ترکیه می زند. یالچین در این مورد می نویسد:

در جنگ حهانی دوّم، عصمت اینونو دستور داد دارایی های غیر ترک ها در اختیار دولت قرار بگیرد. امّا برای برای این که بهانه ای داشته باشد، مالیات سنگینی روی دارایی های غیر ترک بست، تا آن ها نتوانند آن را پرداخت نمایند و دولت به این بهانه تمام دارایی  شان را غصب کند. هدف تصاحب سرمایه و مایلملک مسیحیان بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

برای آنهاییکه نسل کشی ارامنه به دست ترکان عثمانی را انکار می کنند!


این نقشه جغرافیا "دولت علیه نین آسیا طرفنده اولان ممالکی" (ممالک دولت علیه در بخش آسیایی) را نشان می دهد. این نقشه توسط دولت عثمانی به سال 1803 میلادی در استانبول منتشر گردیده، که ارمنستان در شرق آناطولی قابل مشاهده است. امروز هیچ اثری از
ارمنستان تحت سلطه ترکان عثمانی، بجا نمانده است؛ زیرا این سرزمین کهن همراه ساکنان میلیونی اش، در اواخر عثمانی در اثر "قتل عام سازمان یافته" (نسل کشی/ژنوسید) نابود گردید. جنایتی که تاکنون، جامعه نژادپرست و دولت ترکیه انکار کرده اند!
Foto: این نقشه جغرافیا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بیاد قربانیان نسل کشی

بنای یادبود مشترک برای قربانیان نسل کشی در امپراتوری عثمانی

ساعت 15 شنبه 13 اکتبر 2012، ایجاد بنای یادبود مشترک برای جانباختگان ژنوسید (نسل کشی) مسیحیان ارمنی، آسوری، و یونانی، در امپراتوری عثمانی، طی مراسمی در "Kirchhof der Luisengemeinde" واقع در منطقه شارلتونبورگ برلین آغاز گردید.

در این مراسم تعداد کثیری از یونانیان، ارامنه، و مسیحیان آرامی زبان سوری (آسوری) ساکن برلین، همچنین تعدادی از فعالان و افشاگران نسل کشی از جوامع دیگر از جمله ترکیه، شرکت داشتند. در این گردهمایی، مراسم دعا به زبانهای ارمنی، یونانی و آسوری، بیاد قربانیان نیز، برگزار گردید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بخش اول پاسخ به پرسش آقای بابک از تبریز

در تاریخ 27 اردیبهشت 1391 در ستون نظرات "افشای ژنوسید (نسل کشی ارامنه به دست ترکان عثمانی، وظیفه ای وجدانی است" مطلب زیر درج گردیده بود:

نویسنده: بابک
چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ساعت: 16:6
تاکید بر تاریخ برای برای یکپارچه نگه داشتن قلمرو از دید علمی امری نسخ شده است.و اینکه قوم که زودتر به این منطقه مهاجرت کرده اند حق حکومت بر سایر قومها را دارند از نظر بنده و فکر کنم شما مسخره است.3 نوع دولت ملت وجود داره که اولی مدل فرانسه که بر اساس ان شهروندان بر اساس میل و اراده خود وارد قرارداد اجتماعی و تشکیل دولت ملت میشوند.دومی مدل المان و نژادپرستی هستش که دیگر قومیتها را پست نژاد معرفی میکند و تجاوز را امری مشروع جلوه میکند.مانند پان ایرانیستهای ایران.نوع سوم دولت ملت قومیتهایی هستند که در برهه های زمانی به سرزمینی مهاجرت کرده و در انجا سکنی گزیدهاند.تنوع قومی وجه غالب این سرزمینها هست.تنها دلیلی که انها را به هم میپیوندد عامل ژئوپلیتیکی هست که این اقوام را در کنار یکدیگر نگه میداره.هر هویتی میتواند این قرداد تاریخی را که در زمانی شکل گرفته که خوداگاهی ملی در سطح بالایی نبوده ، میتواند فسخ و دولت ملت مدل فرانسه رو به کار بگیره.خواه رای به ماندن در ایران و یا جدایی از ایران

اگر ملتی نخواهد کنار فارسها زندگی نکند باید چه کاری را انجام بدهد؟؟؟

منتظر جوابتون هستم.بابک از تبریز

علاوه بر این، مطلبی از آقای "آرش نراقی" را نیز طی ایمیل برای من، ارسال نموده بودند، که امیدوارم بعدا فرصت بر رسی این مطلب نیز فراهم آید. اولین بخش پاسخ خود را، که طی ایمیل، به ایشان ارسال نمودم،  در وبلاک نیز درج می کنم:
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پنج مصرع از ناظم حکمت در محکومیت نسل کشی ارامنه در امپراتوری عثمانی

شعر بلندی بنام "شبگرد" از ناظم حکمت وجود دارد، که پنج مصرع از این شعر در مورد نسل کشی ارمنی ها گفته شده است. این پنج مصرع که سبب گردید، تا ناظم حکمت تحت پیگرد قرار گیرد، هرگز اجازه چاپ نیافت. وی که یکی از برجسته ترین شخصیت های ادبی، در سطح جهان به حساب می آید، بخاطر افکار آزادیخواهانه اش، در کشور خود از طرف دولتمردان ترک، از وی سلب تابعیت می گردد. زمانی که سال 2002 بنام ناظم حکمت، نامگذاری گردید، شعر "شبگرد" وی موضوع بحث تمام محافل ادبی و سیاسی شد. وزارت فرهنگ ترکیه نیز اقدام به انتشار کلیه اشعار حکمت کرد که بی آنکه اشاره ای به این پنج مصرع کند!
ولی روزنامه "نکته" در یک اقدام متهورانه این پنج مصرع را منتشر کرد:

“affetmedi bu ermeni vatandaş
kürt dağlarında babasının
kesilmesini.
fakat seviyor seni,
çünkü sen de affetmedin
bu karayı sürenleri Türk halkının
alnına”
ترجمه فارسی:

این هموطن ارمنی نبخشید

بریده شدن سر پدرش را در کوه های کردستان

فقط تو را دوست دارد چون تو هم نبخشیدی

این سیاهی را از پیشانی مردم ترکیه "

در ادامه مطلب، اطلاعات بیشتری در مورد این شعر ناظم حکمت، به زبان ترکی، قابل رویت می باشد:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پاسخ به نوشته آقای واحدی ـ 4 بخش پایانی

پاسخ به نوشته آقای واحدی
در نقد نوشته های من طی سالهای گذشته ـ ۴ (بخش پایانی)


دوست عزیز آقای واحدی، در بخش پایانی لازم است نگاهی به صفوف جنبش و آپوزسیون بیندازیم. ولی ابتدا لازم است راه خود را از ناسیونالیست های تجزیه طلب ایران ستیز1، و از سوی دیگر ناسیونالیست های تمامیت خواه 2، جدا کرده و به صراحت بگویم که: به تصور من این دو را هرگز نمی توان جزو آپوزسیون دموکرات به حساب آورد! زیرا اولی نه تنها با دموکراسی سر سازش ندارد، بلکه با ایران و ایرانی سر خصومت دارد! و دومی با دموکراسی چنان بیگانه است که نمی تواند درون آپوزسیون باشد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پاسخ به نوشته آقای احد واحدی ـ بخش سوم

پاسخ به نوشته آقای احد واحدی
در نقد نوشته های من طی سالهای گذشته - ۳

قبل از پرداختن به مطلب، لازم است به دوستانی که به جای توجه به محتوای پاسخ، در صدد ایجاد حاشیه اند، یادآور شوم که من نیازی به این کار ندارم که "ستونی در اخبار روز برای خود رزرو" کنم. من حتی نیازی نمی بینم که به تمامی نوشته های اتهام گونه آقای وااحدی، پاسخ بگویم. زیرا قبلا نظرم را به وضوح نوشته ام. اگر هم اکنون اقدام به پاسخ دادن می کنم، بر اساس دعوتی است که از آقای واحدی برای "گفتگوی قلمی" به عمل آمده بود! به هر حال زیاد نگران نباشید، در بخش بعدی به نوشته خود خاتمه می دهم؛ و حجم همه این نوشته ها، حتی به اندازه نصف نوشته های آقای واحدی نخواهد بود!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پاسخ به نوشته آقای واحدی ـ بخش دوم

پاسخ به نوشته آقای احد واحدی
در نقد نوشته های من طی سالهای گذشته ـ بخش ۲

آقای واحدی شما در بخش دوم نوشته خود بر من خرده گرفته اید که در نوشته 21 مهر 89 "مروری بر برخی دیدگاههای آقای بهزاد کریمی" چرا به شعر "سعید مغانلی"* اشاره کرده ام، و نوشته اید: "این شعر چه ارتباطی با نوشتهء آقای بهزاد کریمی دارد؟ ... این شعر در مجله گونش ... بی ارتباط با سایر مسائل مطروحه در آن، چاپ شده بود؛ ما در نشریهء آذربایجان در همان زمان انتشار این مجله، برای اولین بار، ضمن معرفی آن، نارضایتی خود را نسبت به چاپ شعر مزبور اعلام و زمینه را برای کنکاش و بحثِ بیشتر در این عرصه آماده کردیم! لازم به یادآوریست که این نوع ادبیات با جنبش مدنی و مردمی آذربایجان هیچ قرابتی ندارد؛ تنها کسانی که می خواهند به هر بهانه و سببی، جنبش مردم آذربایجان را بکوبند، از این ادبیات بعنوان ادبیات غالب در جنبش مردمی و دموکراتیک آذربایجان نام برده و با عوام فریبی می کوشند برخی از هموطنان ساده لوح را دنبالِ آدرس عوضی بفرستند."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر